تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
( 1 )

امام پيش‌بينى كرد كه وارد بغداد نخواهد شد

مأمون به امام رضا عليه السلام گفت كه او بايد وارد بغداد شود و آنگاه راجع به كارهايى كه بايد انجام دهد صحبت كرد و سپس از آن حضرت پرسيد : آيا ما وارد بغداد مىشويم ؟ امام عليه السلام پاسخ داد : تو وارد بغداد مىشوى . يكى از شيعيان اين مطلب را شنيد و ناراحت شد ، زيرا فهميده بود كه امام وارد بغداد نمىشود . او با امام خلوت كرد و به حضرت گفت : « من چيزى شنيده‌ام كه ناراحتم كرده است » و جمله را تذكر داد . امام عليه السلام فرمود : من به بغداد نخواهم رفت . نه من بغداد را مىبينم و نه بغداد مرا مىبيند . « 1 » و اين يكى از دلايل امامت اوست ، زيرا او خراسان را به سوى بغداد ترك نكرد تا توسط مأمون به شهادت رسيد . ( 2 )

امام و فضل بن سهل

اما فضل بن سهل قوىترين شخصيت در دولت مأمون بود . او از قدرت وسيعى برخوردار بود زيرا بر همهء ارگانهاى دولتى تسلط داشت . بنا بر اين نقش او در حكومت مأمون مانند نقش برامكه در حكومت هارون بود . فضل در امور سياسى مهارت بسيار داشت ، و ابراهيم بن عباس مىگويد :
و اذا الحروب غلت بعثت لها * رأيا تفل به كتائبها رأيا اذا نبت السّيوف مضى * عزم به فشفى مضاربها
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، صص 224 - 225 .