سطوتش همىتپيدهاند ، و رگهاى گردن از هول و وحشتش لرزيدن گرفتهاند ، اى ايجاد كنندهء تام ، و اى نوآورندهء مدام و ، اى تواناى عزيز و والامقام ، درود فرست بر آن كس كه نماز را به درود بر او شرف بخشيدى ، و انتقامگير از آن كس كه بر من ستم روا داشته و مرا سبك ساخته و پيروانم را از در خانهء من رانده است ، تلخى خوارى و خفّت را به دو بچشان چونان كه او به من چشانيده است ، و وى را از درگاه رحمت و كرمت دور ساز آنچنان كه چرك و پليدى و آلودگى دور ريخته و زدوده مىشود . » « 1 »
( 1 ) دعاى امام عليه السلام به اجابت رسيد ، پس غوغاى شديدى عليه مأمون پا گرفت و نزديك بود به كار او خاتمه داده شود و او با چنان وحشت و ترسى روبهرو شد كه نمىتوان آن را توصيف كرد . مأمون دوباره شيعيان را جدا نمود و سعى در آزردن امام كرد . وقتى امام اين موضوع را فهميد غسل كرد و دو ركعت نماز به جاى آورد و در قنوتش اين دعا را خواند :
« اللّهمّ انت اللّه الحىّ القيّوم الخالق الرّازق ، المحيي المميت المبدئ البديع ، لك الكرم و لك الحمد و لك المنّ و لك الامر ، وحدك لا شريك لك ، يا واحد ، يا احد ، يا فرد ، يا صمد ، يا من لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد ، صلّ على محمّد و آل محمد . »
سپس دعا كرد كه خدا شرّ مأمون و ستمش را از وى بگرداند . پس خدا كيد و شرّ او را از وى دفع كرد .
( 2 )
امام مأمون را نمىستود
امام عليه السلام مأمون را نمىستود و تملق او را نمىگفت ، بلكه جايگاه او
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 153 .