مىگرفت و نمىگذاشت كسى به نزد امام بيايد مگر آن را كه خود دوست داشت ، و تمام كلمات را به مأمون و وزيرش فضل گزارش مىداد .
( 1 ) ثالثا ، مأمون از حضور شيعيان در مجلس امام جلوگيرى مىكرد از اينكه سخنان او را بشنوند و اين كار پردهدارى را به محمد بن عمرو طوسى واگذار كرده بود و او جلوگيرى مىكرد از كسى كه بخواهد امام را ببيند . مأمون امام را با خشونت تهديد كرد ، و او عليه السلام خيلى از او غضبناك شد ، پس برخاست و دو ركعت نماز خواند و در قنوتش گفت :
« بار الها ، اى خدايى كه قدرتت كامل و فراگير است ، و اى داراى درياى رحمت بيكران ، و اى صاحب نعمتهاى پياپى و نيكوييهاى مدام و پيوسته و پىدرپى ، و اى دارندهء كرمهاى بىشمار ، اى آن كه وصفت را مثال نشايد ، و تشبيهت به مانند و نظير نبايد ، و نيروهاى مدد يافته بر ساحت قدست دست نيافتهاند ، اى آن كه بيافريده و روزى داده ، و الهام كرده و گويا نموده ، و بسرشته و راه نموده ، و برترى و والايى گزيده ، و نظام بخشيده ولى بسيار نيكو و دقيق ، و نقش داده ولى چه استوار و محكم ، اقامهء دليل كرده اما كامل و رسا ، و كرامت فرموده اما به تمام و كمال ، و ببخشيده ولى بسيار و فراوان ، اى آن كه در كبريايى و بزرگى چنان اوج گرفته كه از توان و فراحدّ ديد بينشها گذشته است ، و در لطافت و بىرنگى چنان نزديك شده كه از درك انديشهها فراتر رفته است ، اى آن كه در سلطنتت يگانگى گرفته و در حوزهء اقتدارش همتا و مانند نيست و در كبرياييش يكتايى گزيده و حريف و جبههگيرى در برابر قدرت والايش در كار نيست ، اى آن كه در بزرگى و عظمتش انديشهء ژرفبينان مبهوت و سرگردان مانده است ، و ديدهء بينندگان پيش از ديدنش بينش خود را از دست داده است ، اى دانا بر خاطرهها كه بر دل عارفان خطور مىكند ، و اى بيناى نگريستن بينندگان ، اى آن كه از هيبتش رويها به خاك افتاده و سر به سجده نهادهاند ، و سرها در قبال شكوهش به زير آمدهاند ، و دلها از بيم
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 561
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٥٦١