غدر و مكر بود . تو مرا در دوستى آل نبى ملامت مىكنى ، اينها احبّا و مقتداى مناند تا هستند در دنيا و آخرت ، و در دين مورد اعتماد مناند و آنها را براى رشد خودم اختيار كردم كه ايشان بهترين خوبانند .
من در راه عشق و محبت آنان از همه چيز و همه كس گذشتم و از روى صداقت به آنان پيوستم . خدايا ، معرفت مرا نسبت به آنان زياد كن و محبت ايشان را توشهء راه آخرتم نما و بهترين حسنات را برايم قرار بده .
من تا زمانى كه سواران حج كنند و قمريان آواز سر دهند براى آنها گريه مىكنم . جانم فداى شما پير مردان و جوانان باد كه همگى آزاد كنندگان اسرا و يا بردارندگان بار ديههاى مردم هستيد .
( 1 ) وقتى مرگ به سم اسبان محدود مىشود شما آنها را رها مىكنيد و نيزه و شمشير را به كار مىبريد . دورترين خويشانم را اگر از دوستان شما باشند دوست دارم ، و دختران و خويشانم را اگر دشمن شما باشند از خود مىرانم .
و دوستى شما را از ترس دشمن پنهان مىكنم در نزد اهل حق از روى تقيه . پس اى چشم ، بر ايشان گريه كن كه زمان ريختن اشك از چشم است كه من در دنيا مىترسم سعى و كوششى ندارم و من اميد دارم كه در وقت مردن ايمن باشم .
آيا نمىبينى كه سى سال است روز و شب من بر اندوه و حسرت مىگذرد ؟ حق ايشان را در دستهاى خيانتكار ديگران مىبينم كه به غارت مىرود و بين آنان تقسيم مىشود و حال آنكه دست ايشان خالى است .
چگونه اين سوزش و اندوه را كه از بنى اميه كه اهل كفر و لعنتاند به من رسيده مداوا كنم در حالى كه آل رسول اللّه جسمشان لاغر و نحيف است و آل زياد در قصرها با لباسهاى فاخر استراحت مىكنند ؟
( 2 ) دختران زياد در قصرها محفوظند و آل رسول خدا در بيابانها سرگردان .
پس براى ايشان تا زمانى كه در افق نور هست و تا زمانى كه نداكننده امر به نماز كند مىگريم .
و تا زمانى كه خورشيد طلوع و غروب كند و در شبانگاه و صبحگاهان ، ديار رسول خدا را مىبينى كه كسى در آن نمانده و از ايشان خالى است و
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 521
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٥٢١