اى كاش من نيز با آنان جان مىباختم .
( 1 ) به خدا شكايت مىبرم كه هرگاه ياد ايشان مىكنم سوزشى را كه مرا شربت ذلّ و خوارى مىچشاند . مىترسم اگر زياد مقاتل آنان را متذكر شوم از فرط ناراحتى جانم به در آيد .
دردا كه روزگار ستمگر چنان بر آنان شبيخون زد كه ديگر خانههاى ايشان را نمىبينى مگر متروك و خاموش و خالى از تردّد . دريغ و درد كه هر يك از آنان در كنج غربتى افتادند جز چند نفرى كه در مدينه ماندند .
آنان نيز در طول زندگى پاى در كمند بلا و گرفتارى داشته و از آفت روزگار زار و نزار بودهاند .
زوارش بسيار كم است جز بعضى زوار از كفتار و عقاب و كركس . آنها براى هميشه در جايگاه ابدى خود كه در نواحى مختلف زمين پراكندهاند در خواب هستند .
در حجاز و در بين مردمش كه با جرأت بودند يكى را به عنوان رهبر انتخاب كردند ، خشكسالى از همسايگان آنان دور شد ، و ريگ گرم آنها را گرم نمىكند .
آنها آن قدر گرم بودند كه ستارهء دنبالهدار آنها را نمىتواند ببيند . و صورتهاى آنها در پردهء تاريكى مىدرخشد . اگر آنها اسبانى كه بسرعت نيزهها را حمل مىكنند بياورند آنان اخگر مرگ و سختى خواهند بود .
اگر روزى فخر كنند ، به محمد و جبرئيل و فرقان و سورههاى آن فخر مىكنند و على را صاحب مناقب و بزرگى مىشمارند و به فاطمهء زهرا بهترين زنان عالم افتخار مىكنند .
( 2 ) و حمزه و عباس صاحبان هدايت و تقوا و جعفر طيار در غرفههاى بهشت ، آنها نتيجهء هند و حرب بن اميه كه سميه از حماقت و قاذورات سرشته شدهاند نيستند .
زود باشد كه از تيم و عدى در بارهء بيعتشان كه از بدترين فجور است پرسيده شود كه مانع حق پدرانشان شدند و پسران را به تفرقه و پراكندگى كشاندند .
اينان عدول كردند و خلافت را از وصى محمد پس گرفتند و بيعتشان بر
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 520
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٥٢٠