و لتصلحن من بعد ذاك لزلزل * و لتصلحن من بعده للمارق
انّى يكون و ليس ذاك بكائن * يرث الخلافة فاسق عن فاسق « 1 »
ابن شكله در ميان قوم خود فريادى زد ، يك عده كور و احمق دور او جمع شدند .
اگر ابراهيم عهدهدار خلافت شود ، بعد از آن مخارق و زلزل بايد براى آن آماده شوند .
چگونه اين گونه نباشد در حالى كه فاسقى خلافت را از فاسقى به ارث مىبرد .
( 1 ) دعبل خزاعى خلافتى را كه افراد هرزهاى مانند ابراهيم آن را به عهده بگيرند مسخره مىكند و نشان مىدهد كه خلافت اگر براى او مناسب است ، پس براى خوانندگان همقطار او مانند زلزل و مخارق هم مناسب است . اين عمل مسخرهاى است كه ابراهيم متعرّض خلافت شود و امور مسلمانان را به عهده بگيرد . مورّخين گفتهاند : ابراهيم از دشمنان خونى خاندان على عليه السلام بود . وقتى شنيد كه نيابت خلافت به امام رضا عليه السلام واگذار شده است آن قدر خشمناك شد كه اشعار ذيل را سرود :
فلا جزيت بنو العبّاس خيرا * على زعمى و لا اغتبطت برى
اتونى مهطعين و قد اتاهم * بوار الدّهر بالخبر الجلى
و حل عصائب الاملاك منها * و شدت فى رءوس بنى على
فضجّت ان تشد على رءوس * تطالبها بميراث النّبى « 2 »
پس كاش بنى عباس به عقيدهء من خير نبينند و از نيكى بهرهمند نشوند .
هامش
( 1 ) وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 21 .
( 2 ) الولاة و كتاب القضاة ، ص 168 .