بودند بشود .
خاندان عباسى غضبناكترين افراد بودند نسبت به مأمون ، زيرا آنها اين كار را خطرى براى سلطه و پايان زندگى خود مىدانستند . آنان به اندازهاى از مأمون خشمناك بودند كه دست به كارهايى به شرح زير زدند :
( 1 )
خلع مأمون
خاندان عباسى بيعت خود با مأمون را نقض كردند و او را از خلافت خلع نمودند و آشكارا به مخالفت با او برخاستند و از هموطنان خود خواستند كه بيعت او و بيعت وليعهدش را رد كنند . بسيارى از مردم به خواست آنها پاسخ مثبت دادند و به اين طريق بيعت مأمون را از گردن خود برداشتند .
( 2 )
بيعت براى ابراهيم بن شكله
عباسيان تصميم گرفتند كه با رهبر خود ابراهيم بن شكله - شيخ آوازخوانان و موسيقىدانان بغداد - بيعت كنند . آنها از مردم خواستند كه ابراهيم را به عنوان خليفه بپذيرند ، و او را « رضى » ناميدند . « 1 » مفكرين و عقلا خلافت او را به مسخره و ريشخند مىگرفتند و به او اهانت مىكردند ، زيرا او بىبندوبار و عارى از هر گونه ارزش و سننى بود . شاعر انقلابى و مردمى ، دعبل خزاعى در اين باره مىگويد :
نصر ابن شكلة بالعراق و اهله * فهفا اليه كل اطلس مائق
ان كان ابراهيم مضطلعا بها * فلتصلحن من بعده لمخارق
هامش
( 1 ) تاريخ يعقوبى .