انتقاد كردند به شرح زير مىباشند :
( 1 )
1 . محمد بن عرفه :
محمد بن عرفه به نزد امام آمد و از او سؤال كرد : اى فرزند پيامبر خدا ، چه چيز باعث شد كه ولايتعهدى را پذيرفتى ؟
امام پاسخ داد : همان چيزى كه جدّم امير المؤمنين را وادار كرد شوراى شش نفره را قبول كند . « 1 »
امام على امير المؤمنين عليه السلام مجبور شد در شورايى كه عمر بن خطّاب به منظور انتخاب خليفهء بعد از خود ترتيب داده بود شركت كند . امام تأسف و حزنش را براى شركت در اعضاى شورا اعلام كرد و گفت : اى واى ! با اين شورا چه بايد بكنم ؟ چه شكى در بارهء من بود در مقايسه با اول آنها كه من حالا با اين نظاير مقارن شدهام ؟
امام رضا عليه السلام نيز مجبور بود وليعهدى را بپذيرد درست مانند جدّش كه مجبور بود شورا را بپذيرد .
( 2 )
2 . يك مرد :
مردى از امام رضا عليه السلام انتقاد كرد براى پذيرش ولايتعهدى ، و به او گفت : خدا تو را اصلاح كند ، چگونه جانشين مأمون شدى ؟
پس او عليه السلام فرمود : كدام يك برترند ، نبى يا وصى ؟
آن مرد گفت : بنى .
امام پرسيد : كدام برترند ، مسلمان يا مشرك ؟
آن مرد گفت : مسلمان .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة ، ج 12 ، ص 148 .