3 . مأمون اين عمل را براى اطاعت خدا و طلب خشنودى او و خير امّت و منافع مسلمين انجام داد . « 1 »
اينها بعضى از توجيهاتى است كه مأمون به عنوان بهانه براى انتقال خلافت به امام رضا عليه السلام اقامه مىكرد .
( 1 )
دروغ بودن توجيهات او
اين توجيهات غير واقعى بود ، زيرا اگر مأمون در كار خود صداقت داشت مانع عبور امام رضا عليه السلام از كوفه نمىشد وقتى كه از مدينه مىآمد ، چون مىترسيد كه مردم كوفه كه مركز شيعه در جهان اسلام است از او استقبال مردمى بنمايند ، همان طورى كه اجازه نداد حضرت از شهر قم عبور كند به همان دليل . و اضافه بر اين ، عبد اللّه بن ابو سهل نوبختى به عنوان يك عالم منجم به او گفته بود كه وقت بيعت براى امام رضا خوب نيست و اين كار به اتمام نمىرسد . با اين حال مأمون اصرار كرده بود كه بيعت براى امام در اين وقت انجام شود ، و اين ثابت مىكند كه او در اين مورد صداقت نداشته است .
( 2 )
پيشنهاد ولايتعهدى به امام
به هر طريق ممكن مأمون كوشيد امام را قانع كند كه خلافت يا بالاخره ولايتعهدى بعد از او را بپذيرد ، اما امام جدّا خوددارى مىكرد . و اين گفتگوها براى اقناع امام تا دو ماه ادامه داشت ، اما همهء كوششها بىنتيجه ماند ،
هامش
( 1 ) فرج المهموم ، ص 142 .