پرش به محتوای اصلی

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحه 408

پدیدآورندگان:

ص۴۰۸
تكليف كند چيزى را كه در طاقت او نيست ؟ پس اگر بگوييد « بلى » كافر شده‌ايد ، و اگر بگوييد « نه » پس چگونه جايز است امر كند پيامبرش را به دعوت كردن كسى كه امكان پذيرش آن را ندارد به علت كوچكى و كمى سن و جوانى او و ناتوانيش از قبول آن . ( 1 ) و علت ديگر : آيا ديده‌ايد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله احدى از كودكان اهل آنجا را دعوت كرده باشد و غير آنها را كه او برابر باشد با على ؟ بنا بر اين اگر شما مدعى هستيد كه كس ديگرى را غير از على دعوت نكرده است ، پس اين فضيلتى براى على است بر همهء كودكان مردم . پس مأمون به سوى علما متوجه شد و به آنها گفت : چه عملى بعد از سبقت در دين به ايمان نزديك‌تر است ؟ همه گفتند : جهاد در راه خدا . در نتيجه مأمون در اثبات بحثش عليه آنها راجع به اينكه على عليه السلام افضل از هر كسى است ادامه داد و گفت : آيا شما فكر كرده‌ايد كه هر يك از اشخاص دهگانه فعاليتى در جهاد داشتند آن گونه كه على در تمام مواقف در زمان پيامبر داشته است ؟ براى نمونه در جنگ بدر بيش از شصت نفر از مشركين كشته شدند كه على بيش از بيست نفر آنها را كشت و بقيهء مردم چهل نفر را كشتند . يكى از محدّثين گفت : ابو بكر با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در عريش بود و جنگ را ساماندهى مىكرد . مأمون سخن او را رد كرد و گفت : مطلب عجيبى گفتى ! آيا او جنگ را بدون پيامبر ساماندهى مىكرد ، يا با پيامبر شريك بود ، يا پيامبر احتياج به رأى ابو بكر داشت ؟ كدام يك از اين سه را تو دوست دارى ؟ عالم جواب داد : پناه به خدا مىبرم از اينكه ادعا كنم كه بدون پيغمبر جنگ را ساماندهى مىكرده يا با او شريك بوده يا پيامبر احتياج به او داشته