( 1 )
دليل يازدهم
محدّث ديگرى گفت : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گواهى داد كه عمر وارد بهشت مىشود قبل از ده نفر از اصحاب او .
پاسخ مأمون :
مأمون گفت : اگر آن طورى باشد كه شما ادعا مىكنيد ، عمر به حذيفه نمىگفت : « تو را به خدا قسم مىدهم بگويى آيا من از منافقين هستم ؟ » ، و اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او گفته بود كه تو از ساكنين بهشت هستى ، او حرف رسول خدا را باور نكرده و از حذيفه مىپرسد ! پس معلوم مىشود كه او حذيفه را تصديق كرده و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را تصديق نكرده و اين چيزى مخالف اسلام است . و اگر او پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را باور داشت چرا از حذيفه سؤال كرد ؟ اين اخبار يكديگر را نقض مىكنند .
( 2 )
دليل دوازدهم
عالم ديگرى گفت : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « من در كفهء ترازويى گذاشته شدم و امّتم در كفهء ديگر گذاشته شدند ، من بر آنها چربيدم . سپس به جاى من ابو بكر گذاشته شد ، پس او بر آنها چربيد . سپس عمر در جاى او قرار گرفت ، پس بر آنها چربيد . سپس ترازو برداشته شد . »
جواب مأمون :
مأمون اين حديث را رد كرد و گفت : اين محال است ، زيرا يا اجسادشان در ترازو گذاشته شده يا اعمالشان . پس اگر اجسامشان باشد بر ذى روحى مخفى نيست كه چنين چيزى محال است ، براى اينكه اجسامشان بر