( 1 ) هارون پرسيد : چرا دخترها را با پسر عموها و ساير افراد هم شأن خودشان تزويج نمىكنى ؟
امام پاسخ داد : دستم خالى است .
هارون پرسيد : راجع به زمينها چى ؟
امام پاسخ داد : بعضى سالها در آمد و محصول دارد و بعضى اوقات ندارد .
هارون پرسيد : آيا بدهكار هستى ؟
امام پاسخ داد : بلى .
هارون پرسيد : چقدر است ؟
امام پاسخ داد : ده هزار دينار .
هارون گفت : اى پسر عمو ، من مقدارى پول براى ازدواج پسران و دخترانت و پرداخت بدهى و تعمير زمينت مىدهم .
امام از او تشكر كرد و گفت : اى پسر عمو ، صلهء رحم به جاى آوردى و از اين نيّت زيبا خدا خرسند است . خون خويشاوندى به هم مرتبط است و قرابت نزديك است و نژاد يكى است . عباس عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است و برادر پدرش ، و نيز عموى على بن ابى طالب عليه السلام و برادر پدرش مىباشد . خدا منصرف نكند تو را از اين كارى كه مىخواهى انجام دهى ، زيرا او دست تو را بازگذاشته است . به عوامل خودت اكرام كن و اصل خودت را بالا ببر .
هارون قول داد : من اين كار را با كمال ميل انجام خواهم داد .
امام عليه السلام او را به خوبى و احسان به تمام فقرا سفارش كرد و گفت :
اى امير المؤمنين ، خداوند بر حكام واجب كرده كه زندگى فقراى جامعه را حيات بخشند و دين آنان را بپردازند و بدهى بدهكاران را تسويه نمايند و برهنه را بپوشانند و به رنجور احسان كنند . تو سزاوارترى كه اين كار را انجام دهى .
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٣٨٦