تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
( 1 ) پس فضل با شتاب به نزد مأمون رفت و خبر خوش فتح و پيروزى را به او داد و خلافتش را تبريك گفت . و مأمون به پيروزى مطمئن شد ، از اين رو جوايز و اموالى را براى طاهر فرستاد و از او تشكر فراوان كرد و او را « ذو اليمينين و صاحب خيل اليدين » ناميد و به وى دستور داد كه براى تصرف بغداد و يكسره كردن كار برادرش امين به سوى عراق حركت كند . چون فضل ابن ربيع وزير امين از شكست لشكر و كشته شدن على بن عيسى بن ماهان آگاهى يافت گيج شد و فهميد كه ضربهء كشنده‌اى بر آنها خورده است . شاعر در اين باره مىگويد :
عجبت لمشعر يرجون نجحا * لأمر ما تتم به الامور و كيف يتم ما عقدوا و راموا * و اسّ بنائهم فيه الفجور اهاب الى الضّلال بهم غوى * و شيطان مواعده غرور يصيب بهم و يلعب كلّ لعب * كما لعبت بشاربها الخمور و كادوا الحق و المأمون غدرا * و ليس بمفلح ابدا غرور هو العدل النّجيب البرّ فينا * تضمّن حبّه منّا الصّدور و عاقبة الامور له يقينا * به شهد الشّريعة و الزّبور « 1 »
من در شگفتم از مردمى كه اميد به موفقيت در كارى دارند كه امور آن كامل نيست . چگونه تمام شود آن چيزى كه آنها پيمان بسته بودند و در طلب آن بودند در حالى كه در اصل بناى ساختمان آن زوال است ؟ شيطان گمراه‌كننده كه وعده‌هاى فريبنده مىدهد آنها را به خطا دعوت كرد . او از طريق آنان به اهداف خود رسيد و آنها را بازى داد همان گونه كه خمر
هامش
( 1 ) مروج الذهب ، ج 3 ، ص 310 .
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 367 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد محمد صالحى