عذاب او مواجه مىشد . در نتيجه ، اين حركت فعال شد و اين عقيده گسترش يافت . اين موضوع مهمترين حادثهاى است كه در زمان امام رضا عليه السلام اتفاق افتاد و فلاسفه از معتزله و ديگران آن را بسط داده و جوانب آن را توضيح دادند . شايان ذكر است كه اين ارتباط محكمى با علم روانشناسى دارد و از فروع آن است و اگر ترس از اطالهء كلام نمىبود ، به تفصيل در بارهء آن صحبت مىكرديم . « 1 »
( 1 )
دروغ بستن بر ائمّه
جعل احاديث و دروغ بستن بر امامان عليهم السلام در عصر امام رضا عليه السلام و اعصار ديگر شايع بود . بعضى از مردم احاديثى را جعل مىكردند و به امامان نسبت مىدادند براى كاهش مقام و تنزل اهميت آنها . از جمله جعل حديثى است از ابو الصلت هروى كه از امام رضا عليه السلام پرسيد : يا بن رسول اللّه ، اين چيست كه مردم از شما حكايت مىكنند ؟ امام بسرعت پرسيد :
چه مىگويند ؟ گفت : مىگويند شما ادعا مىكنيد كه مردم بندگان شمايند ؟ امام عليه السلام انكار كرد و از آن تبرّى جست و گفت : خدا پديدآورندهء آسمانها و زمين ، و داناى غيب و شهادت است . تو شاهدى كه من هرگز چنين سخنى نگفتهام و نشنيدم هيچ يك از پدرانم آن را گفته باشند ، و تو مىدانى به ما چه ظلمى از اين امّت شده است و اين هم يكى از آنهاست .
سپس به سوى ابو الصلت متوجه شد و فرمود : اى عبد السلام ، اگر همهء مردم بندگان ما باشند طبق آنچه كه مىگويند ، پس ما آنها را از چه كسى خريدهايم ؟ اى ابو الصلت ، آيا تو منكر آن چيزى هستى كه خداى عزّ و جل براى
هامش
( 1 ) حياة الامام موسى بن جعفر ، ج 2 ، ص 213 .