تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
مانند به كار بن عبد اللّه زبيرى و ابى السمط بن ابى الجون اموى و ابن ابى الشوارب عبشمى . » ( 1 ) بعد از اين كلام ، او ( خوارزمى ) امويان و ستم آنها را نسبت به علويان متذكر مىشود و سپس كلامش را در بارهء عباسيان ادامه مىدهد و مىگويد : « و اين چندان تعجب‌آور نيست از فرياد شاعران عباسى بر سرانشان در حق ، حتى اگر آنها آن را خوش نداشتند ، و شرح دادند به تفصيل در بارهء كسى كه عباسيان منكر فضيلت او بودند و او را كشتند . منصور بن زبر قان بر بساط هارون گفت :
آل النّبى و من يحبّهم * يتطامنون مخافة القتل امن النّصارى و اليهود و هم * من امّة التّوحيد فى ازل
آل پيامبر و كسانى كه آنها را دوست دارند از ترس كشته شدن پنهان گشته‌اند . نصارى و يهود احساس امنيت مىكنند ، در حالى كه آنها ( خاندان پيامبر ) هميشه جامعه‌اى موحّد بوده‌اند . دعبل پروردهء عباسيان و شاعرشان مىگويد :
الم تر أنّي مذ ثمانين حجة * اروح و اغدو دائم الحسرات ارى فيئهم فى غيرهم متقسما * و ايديهم من فيئهم صفرات
آيا نمىبينى كه من چهل سال است مىروم و مىآيم و هميشه غمگينم ؟ و من مىبينم كه غنايم در بين غير آنها تقسيم مىشود و دست آنها از غنايمشان خالى است . ( دعبل شاعر خاندان پيامبر بود و از دست عباسيان زجر مىكشيد . ) و على بن عباس رومى ، غلام معتصم ، گويد :