جانب حاكم به مسجد مىروند و به بازماندگان تسليت مىگويند . و آن كسى كه منكر خدا يا سوفسطايى است ، در بين آنها سالم است و آنان مخالفتى نمىكنند كه او كتاب مانى يا يك فيلسوف را مىخواند . به هر حال آنها مىكشند كسى را كه شيعه است يا اسم پسرش على است .
( 1 ) اگر از شيعهء اهل بيت غير از معلّى بين خنيس كه به دست داوود بن على كشته شد نبود و اگر غير از ابو تراب مروزى حبس نشده بود آن زخمى بود كه هرگز بهبود نيافت ، خشمى بود كه هرگز فروكش نكرد ، شكافى بود كه هرگز مسدود نشد و جراحتى بود كه هرگز التيام پيدا نكرد . اين براى آنها كافى است كه شعراى قريش در زمان جاهليت را مقايسه مىكردند با اشعارى كه آنها در آن امير المؤمنين عليه السلام را هجو مىنمودند و با اشعار مسلمين به معارضه برمىخاستند . با وجود اين ، اشعار آنها گزارش مىشد و داستان آنها ثبت مىشد و به وسيلهء گزارشگران نقل مىشد مانند واقدى و وهب بن منبه تميمى ، و مانند كلبى و شرقى بن قطامى و هيثم بن عدى و دأب بن كنانى ، حال آنكه بعضى شعراى شيعى كه در بارهء مناقب وحى سخن گفتهاند بلكه معجزات نبى صلّى اللّه عليه و آله را بيان كردهاند زبانشان را بريدهاند و ديوانشان را پاره كردهاند همان گونه كه با عبد اللّه بن عمار برقى رفتار شد ، و همان گونه كه دربارهء كميت بن زيد اسدى قصد داشتند ، و همان گونه كه قبر منصور بن زبر قان نميرى را نبش كردند ، و همان گونه كه عليه دعبل بن على خزاعى توطئه كردند . آنها ( عباسيان ) با مروان بن ابى حفصهء يمامى و على بن جهم شامى رفيق بودند . و اين نبود مگر براى غلو در مخالفت با ائمه و دوستى خشم خدا . حتى هارون فرزند خيزران و جعفر متوكل بر شيطان نه بر رحمان ، مالى را نمىدادند و بخششى نمىكردند مگر بر كسى كه به آل ابى طالب بد بگويد و مذهب ناصبىها را يارى كند ، مانند عبد اللّه بن مصعب زبيرى و وهب بن وهب بخترى ، و از شعرا مانند مروان بن ابى حفصهء اموى ، و اما در زمان جعفر اشخاصى بودند
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 328
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٣٢٨