تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
و زيديه و غير آنها به دعوت او پاسخ مثبت دادند و ابو السرايا با لشكرش به طرف كوفه حركت كرد . ( 1 ) امّا محمد در همان روزى كه ابو السرايا مخالفت خود را علنى ساخت اعلان شورش نمود و مردم زيادى از او حمايت كردند و او بىصبرانه منتظر ورود ابو السرايا بود . چندين روز سپرى شد كه در اين فاصله همراهان محمد پراكنده شدند و او را به خاطر درخواست كمك از ابو السرايا مورد ملامت قرار مىدادند . محمد براى تأخير ابو السرايا محزون بود . در حالى كه محمد دلواپس و نگران بود ، ابو السرايا و لشكرش به او رسيدند . بنا بر اين او خيلى خوش‌حال شد و برخاست و ابو السرايا را در آغوش گرفت . او چند روز در آنجا ماند و سپس به سوى كوفه روان شدند . هنگام ورود به كوفه مردم به گرمى از آنها استقبال كردند و از ورودشان خوش‌حال شدند و با آنها بيعت كردند . « 1 » لشكر ابو السرايا كوفه را به اشغال خود درآوردند و قصر فضل بن عيسى حاكم كوفه را غارت كردند ، اما ابو السرايا كه از اين رفتار لشكرش ناراحت بود دستور داد تمام چيزهايى را كه غارت كرده و از مردم گرفته بودند به صاحبانش برگردانند . حسن بن سهل كه به عنوان حاكم عراق از طرف مأمون تعيين شده بود سه هزار سوار به رهبرى زهير بن الحسن براى جنگ با ابو السرايا فرستاد و آنها چون به كوفه رسيدند و با لشكر ابو السرايا برخورد كردند در نبردى سخت به بدترين وجه شكست خوردند و عقب‌نشينى كردند و لشكريان ابو السرايا تمام اموال آنها را تصاحب نمودند . با پيروزى چشمگيرى كه ابو السرايا به دست آورد ترس و وحشت در ميان عباسيان گسترش يافت و بيشتر آنها يقين
هامش
( 1 ) مقاتل الطالبيين ، ص 533 .
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 316 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد محمد صالحى