( 1 )
ملاقات ابو السرايا با محمد
ابو السرايا و لشكرش به پيشروى خود به سوى مركز حكومت عباسى ادامه دادند . آنها وقتى وارد كشور مسلمى مىشدند حاكم عباسى آنجا را مىكشتند . سپس به رقه رسيدند و در آنجا رهبر بزرگ محمد بن ابراهيم را ملاقات نمودند . آنها با هم صحبت كردند و راجع به ظلم عباسيان نسبت به مسلمين بحث نمودند . در نتيجه تصميم گرفتند كه به حكومت عباسيان خاتمه دهند و با مردى از آل محمد ( ص ) بيعت كنند . « 1 »
محمد فرماندهى سپاه را به ابو السرايا واگذار كرد و به او اطمينان داد و همهء امور و طراحى انقلاب را به وى سپرد .
( 2 )
اعلان نهضت
ابو السرايا شورش را بر ضدّ حكومت بنى عباس اعلان كرد و لشكرش را به سوى نينوا فرستاد ، سپس خود در رأس آنها به سوى زيارتگاه پدر آزادگان سيّد الشهداء امام حسين عليه السلام رهسپار شد و زيارت را طول داد و به اشعار منصور نمرى تمثّل جست كه مىگويد :
نفسى فداء الحسين يوم غدا * الى المنايا عدو لا قافل
ذاك يوم انحى بشفرته * على سنام الاسلام و الكاهل
كانّما انت تعجبنى الّا * ينزل بالقوم نقمة العاجل
لا يعجل اللّه ان عجلت و ما * ربّك عمّا ترين بالغافل
هامش
( 1 ) حياة الامام موسى بن جعفر ، ج 2 ، ص 400 - 401 .