افتاده است تا خود را از ظلم و جور حكومت عباسى نجات دهد .
( 1 )
پيوستن ابو السرايا به انقلاب
انقلاب قدرت و ثبات زيادى پيدا كرد وقتى ابو السرايا رهبر مجرّب به آن ملحق شد . ابو السرايا افكار علوى داشت ، بنا بر اين وقتى مىديد كه علويان توسط بنى عباس شكنجه مىشوند سخت مىسوخت . اكنون بسيار بجا و خوب است كه دربارهء بعضى از امور الهامى اين رهبر صحبت كنيم .
سرى بن منصور بن شيبانى ملقّب به « ابو السرايا » يكى از فرماندهان شجاع شورشى عصامى بود . او در بسيارى از جنگها شركت كرده بود . وقتى بين امين و مأمون اختلاف افتاد او با دو هزار جنگجو به هرثمة بن اعين پيوست و به او عنوان « امير » داده شد . وقتى امين كشته شد ، هرثمه جوايز و حقوق لشكر را كاهش داد . اين كار ابو السرايا را ناراحت كرد و تصميم گرفت او را ترك كند . ابو السرايا از هرثمه اجازهء حج گرفت و هرثمه به او بيست هزار درهم داد و او آن را بين افرادش تقسيم كرد و با اين كار دل آنها را به خود جذب نمود و سپس به آنها دستور داد كه در عين التمر به او بپيوندند . وقتى آنها به عين التمر وارد شدند حاكم آنجا را دستگير و تمام اموالش را مصادره نمودند .
آنها حاكم ديگرى از عباسيان را نيز دستگير و اموالش را گرفتند و بين خود تقسيم نمودند . وقتى هرثمه اين مطالب را شنيد هوش از سرش پريد و لشكرى را براى مقابله با ابو السرايا فرستاد . وقتى دو لشكر به يكديگر رسيدند جنگ سختى بين آنها در گرفت و در نتيجه ، لشكر هرثمه تلفات سنگينى را متحمل شد و عقبنشينى كرد . سپس ابو السرايا كسى را به انبار فرستاد . وقتى او به آنجا وارد شد ادارات محلى را تحت كنترل خود درآورد و حاكم آنجا ابراهيم الشرورى را كشت و تمام اموال او را مصادره كرد .