( 1 ) آنگاه در كوفه سكه ضرب كرد و بر آن اين آيه را نوشت :
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ
« 1 » . و انقلاب در سراسر مملكت اسلامى گسترش پيدا كرد و مسلمانان كه از حكام عباسى خسته شده بودند ، با سرور و خوشحالى به حكومت علوى روى مىآوردند .
از سوى ديگر ، عباسيان متوجه خطرى كه زندگى و سلطنت آنها را تهديد مىكرد شدند ، پس حاكم عراق حسن بن سهل كه شكست خورده بود نامهاى به طاهر بن حسين نوشت كه از وى خواست تا در جنگ با ابو السرايا به او بپيوندد . اما در نامهء او اين اشعار آمده بود :
قناع الشّكّ يكشفه اليقين * و افضل كيدك الرّأى الرّصين
تثبت قبل ينفذ فيك امر * يهيج لشرّه داء دفين
اتندب طاهرا لقتال قوم * بنصرتهم و طاعتهم يدين
سيطلقها عليك معقلات * تصر و دونها حرب زبون
و يبعث كامنا فى الصّدر منه * و لا يخفى اذا ظهر المصون
فشأنك و اليقين فقد انارت * معالمه و اظلمت الظّنون
و دونك ما تريد بعزم رأى * تدبّره ودع ما لا يكون
يقين نقاب شك را كنار مىزدند و عقيدهء خوب بهترين كيد تو است .
بدقت عمل كن قبل از آنكه او عليه تو مرتكب امرى شود كه شرّش درد مخفى را تحريك مىكند .
آيا جنگيدن با مردم را به طاهر واگذار مىكنى در حالى كه او حمايت و اطاعت آنها را پذيرفته است ؟
او باعث مشكلاتى خواهد شد كه منتج به جنگى وحشتزا مىشود و آنچه را در قلبش مخفى كرده است بروز خواهد داد . وقتى حمايت آشكار شد ،
هامش
( 1 ) صف / 4 .