تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
مظلومة و النّبى والدها * يدير ارجاء مقلة حافل الا مساعير يغضبون لها * بسلة البيض و القنا الذّابل
جانم فداى حسين باد وقتى كه صبح زود براى مرگى كه برگشتى براى آن نبود حركت كرد . آن روز با شمشيرش براى برترى اسلام و حمايت از آن حمله كرد . تو بر مرگ سبقت جستى كه مبادا بلاى ناگهانى بر مردم نازل شود . خدا عجله نكند وقتى تو شتاب كردى . خداى تو به آنچه تو ديدى بىتوجه نيست . فاطمه مظلومه است و پدرش پيامبر ( ص ) چشم از همه جهت برگردانده و او علاقه‌مند به اين مصيبت است . آيا جوانمردى هست كه به خاطر او ناراحت شود و قيام كند و شمشير و نيزه بكشد ؟ ( 1 ) سپس با صداى بلند گفت : آيا كسى از زيديه هست كه با ما قيام كند ؟ پس گروهى از لشكر به وى روى آوردند و او خطبه‌اى طولانى خواند و در آن اهل بيت پيامبر عليهم السلام را ستايش كرد و كارهاى ستوده و شايستگيهاى آنها را بر شمرد و ظلم و شكنجه‌اى را كه از طرف مخالفين و دشمنانشان به آنها رسيده بود بيان كرد ، سپس شهادت امام حسين سيّد الشهداء عليه السلام را يادآور گرديد و گفت : اى مردم ، شما فرض كنيد در كربلا نبوديد تا حسين را يارى كنيد ، پس چه چيزى مانع مىشود كه اكنون كسى را يارى دهيد و از او پيروى كنيد كه فردا براى انتقام خون حسين و حق او وارث پدرانش و استقرار دين خدا خروج مىكند ؟ چه چيز مانع مىشود شما را از اينكه كمك و حمايت خود را از او دريغ نماييد ؟ من براى انجام دستورهاى الهى و دفاع از دينش و كمك به اهل بيت با بزرگان لشكرم عازم كوفه هستم ، پس اگر كسى مايل است ، به ما ملحق شود .