جايز نيست براى اينكه خداى متعال شبيه هيچ چيز نيست ، و راه در روش سوم اثبات بدون تشبيه است .
علّامه طباطبائى اين سه روش را توضيح چنين داده است :
« مراد از روش نفى ، نفى معانى صفات از خداى متعال است همانگونه كه معتزله اين روش را اتخاذ كردند ، و در معناى آن برگشت صفات ثبوتيه به نفى آنچه مقابل آن است مانند قول به اينكه معنى قادر اين است كه عاجز نيست و معنى عالم اين است كه جاهل نيست ، مگر اينكه رجوع شود به آنچه كه امام عليه السلام در روش سوم تذكر داده است .
و مراد از روش تشبيه اين است كه خداى متعال را به غير او تشبيه كنند و مانند او چيزى نيست . يعنى ثابت مىشود براى او صفتى كه معناى آن محدود است ، صفتى كه او را از غير او جدا مىكند به طورى كه اگر قدرت او مانند قدرت ما باشد و علم او مانند علم ما باشد و همچنين اگر همهء صفات او مانند صفات ما باشد و احتياج او مانند احتياج ما باشد ، پس واجب نخواهد بود و خدا برتر از اين است .
و مراد از روش اثبات بدون تشبيه اين است كه براى او اصل معناى صفت ثابت شود ، و نفى كند از او خصوصيتى را كه مقارن اوست در ممكنات مخلوقه ، يعنى صفت ثابت مىشود و حد نفى مىگردد . » « 1 »
27 . و قول خداى متعال :
ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ
« 2 » .
( 1 ) امام عليه السلام در حديث ذيل به اين آيهء كريمه استشهاد كرد و فرمود :
خداى عزّ و جل پيامبر ما را قبض روح نكرد تا دين او را كامل نمود و بر او قرآن را نازل فرمود كه در آن هر چيزى را بيان داشته است از حلال و حرام ، و حدود و احكام ، و تمام آنچه كه مورد نياز مردم است ، و گفته :
ما فَرَّطْنا فِي
هامش
( 1 ) الميزان ، ج 7 ، ص 41 .
( 2 ) انعام / 38 .