مىكنند مرا كشته است . به اين ترتيب قاتل او را شناختند . يكى از اصحاب موسى به آن حضرت گفت : اين گاو داستانى دارد . موسى پرسيد : داستانش چيست ؟ آن صحابى پاسخ داد : مىگويند جوانى از بنى اسرائيل خيلى به پدرش علاقه داشت . معاملهاى را انجام داد ، وقتى آمدند نزد پدر او ، كليد آن بيع زير سر پدرش بود و او خواب بود و جوان چون كراهت داشت پدرش را از خواب بيدار كند ، از آن معامله صرف نظر كرد . پدرش بيدار شد ، داستان را براى او گفت . پدر او را تحسين كرد و اين گاو را به او بخشيد عوض كار خوبى كه كرده بود . پس رسول خدا موسى به آن شخص گفت : بنگر كه چه پاداشى خدا در عوض آن كار به او داد . « 1 »
6 . قول خداى متعال :
وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ . . .
« 2 » .
( 1 ) امام عليه السلام در تفسير اين آيه فرمود : اما هاروت و ماروت دو ملك بودند كه به مردم سحر مىآموختند تا بتوانند با آن خودشان را از سحر ساحران حفظ كنند و مكر آنها را باطل سازند ، و چيزى به كسى ياد نمىدادند مگر اينكه مىگفتند ما براى آزمايش هستيم تا شما كافر نشويد . با وجود اين ، گروهى از مردم با به كار بردن آن در طريقى كه از آن منع شده بودند كفر ورزيدند و باعث مىشدند كه بين مرد و همسرش جدايى بيفتد . خداى متعال گفته است :
وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
« 3 » .
7 . قول خداى متعال :
فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ
« 4 » .
( 2 ) امام عليه السلام در تفسير اين آيه فرمود : يعنى يك گوسفند . و اين بر طبق
هامش
( 1 ) تفسير عياشى .
( 2 ) بقره / 102 .
( 3 ) مواهب الرحمن ، ج 2 ، ص 255 .
( 4 ) بقره / 196 .