نشست در حالى كه مردم هنوز ايستاده بودند براى نشان دادن احترام به او .
مأمون به آنها دستور داد بنشينند و آنها نشستند . تمام مردم در جلسه به احترام امام سكوت كردند ، سپس مأمون رو به جاثليق كرد و گفت : اى جاثليق ، اين پسر عموى من على بن موسى بن جعفر است از فرزندان فاطمه ( س ) دختر پيامبر ما صلّى اللّه عليه و آله و على بن ابى طالب ( ع ) . من مايلم كه تو در بحث كلام با او به مناظره بپردازى و در اين باره انصاف را رعايت كنى .
( 1 ) جاثليق پرسيد : اى امير المؤمنين ، چگونه من مىتوانم با مردى بحث كنم كه مىخواهد با من بحث كند با كتابى كه ما آن را منكريم و پيامبرى كه ما باورش نداريم ؟
جاثليق فكر كرد كه امام عليه السلام دلائلش را به حمايت از باورهايش از طريق بعضى آيات قرآن و يا از راه بعضى از كلمات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ارائه خواهد داد . چون او به آيات قرآن و احاديث نبوى معتقد نبود ، از امام درخواست كرد كه دلائلش را از طريق كتاب آنها ارائه كند و امام به او پاسخ داد : اى نصرانى ، اگر از انجيل خودتان دليل بياورم آيا آن را مىپذيرى ؟
جاثليق پاسخ داد : بلى ، به خدا آن را مىپذيرم . آيا من مىتوانم چيزى را كه كتاب مقدس مىگويد رد كنم ؟
امام گفت : آنچه را مىخواهى از من سؤال كن و پاسخ آن را نيز بشنو .
( 2 ) سؤال 1 : جاثليق پرسيد : نظرت دربارهء نبوّت عيسى و كتابش چيست ؟ آيا منكر آن دو هستى ؟
پاسخ سؤال 1 : امام رضا عليه السلام فرمود : من پيامبرى عيسى و كتابش و بشارتهايى را كه براى جامعهاش آورده است و حواريون كه به آن اقرار كردهاند ، مىپذيرم . كسى كه پيامبرى محمد ( ص ) و كتاب او و بشارتهايى را كه به ملتش داده قبول نداشته باشد پيامبرى عيسى را رد كرده است .
جاثليق گفت : آيا احكام به وسيلهء دو شاهد عادل ثابت نمىشود ؟
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢١٨