تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
نوفلى جواب داد : نه به خدا ، من هرگز دربارهء تو نمىترسم و اميدوارم كه خدا تو را بر همهء آنها ان شاء اللّه پيروز گرداند . امام پرسيد : آيا مايلى كه بدانى چه وقت مأمون پشيمان خواهد شد ؟ نوفلى پاسخ داد : بلى . ( 1 ) امام توضيح داد : وقتى كه بحث مرا بشنود و من با اهل تورات با توراتشان ، با اهل انجيل با انجيلشان ، با اهل زبور با زبورشان ، و با صابئين با زبان عبرانيشان ، با زردشتيان با زبان پارسيشان ، با روميان با زبان روميشان و با اهل مقالات به زبان خودشان احتجاج كنم . چون من راههاى بحث را به روى آنها ببندم و ادعايشان را رد كنم و گفتارشان را ترك كنم و آنها برگردند به گفتهء من ، پس مأمون مىفهمد كه به آنچه آرزو مىكرد نرسيده است . اين است موقعى كه افسوس مىخورد . و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم . با اين كلمات ، امام عليه السلام اظهار كرد كه توانايى بيكران علمى دارد و قادر است با همهء گروههاى مذهبى و معتقد بحث كند و تصورات آنها را رد نمايد و راه راست را به آنان نشان دهد . او تصميم داشت مأمون را از امتحانى كه عليه او اتخاذ كرده بود ، پشيمان كند . ( 2 ) روز بعد فضل بن سهل با عجله به نزد امام عليه السلام رفت و به او گفت : فدايت شوم ، پسر عمويت ( يعنى مأمون ) منتظر تو است . مردم جمع شده‌اند ، نظر شما دربارهء رفتن به نزد او چيست ؟ امام پاسخ داد كه آماده است در جلسه حضور پيدا كند و به نزد مأمون خواهد رفت . او خارج شد و با ابهت قدم مىزد به سوى صورتهايى كه متواضع بودند . او خدا را متذكر شد و به نزد مأمون رفت . در جلسه طالبيان ، هاشميان ، فرماندهان نظامى ، و علماى مسلمان و غير مسلمان حضور داشتند . وقتى كه امام آمد مأمون و همهء آنهايى كه در جلسه بودند براى او قيام كردند و از او با احترام و عظمت استقبال نمودند . امام