غضبناك است يا راضى است ؟
ابو قره گفتهء امام را تأييد كرد و گفت : بلى ، غضبناك است بر او .
امام با او مخالفت كرد ، گفت : واى بر تو ! چگونه جرأت پيدا كردى كه به خدا نسبت بدهى صفت تغيير از حالى به حالى ديگر را ؟ و چگونه جرأت پيدا كردى جارى كنى دربارهء او ( خالق ) آنچه را كه دربارهء مخلوق جارى مىكنى ؟
خدا برتر از همهء اينهاست . خدا نابود نمىشود با چيزهايى كه نابود مىشوند ، و تغيير نمىكند با چيزهايى كه تغيير مىكنند .
ابو قره متحير شد و نتوانست پاسخ دهد و از آن جلسه فرار كرد در حالى كه شكست خورده بود . او از امام خشمناك بود و دشمن او بود . « 1 »
( 1 )
4 . مناظرهء امام رضا ( ع ) با جاثليق
مأمون يك امتحان ديگر از امام گرفت تا شايد از طريق شكست در جلسه ، بر آن حضرت پيروز شود . او به وزيرش فضل بن سهل دستور داد متكلّمان برجسته را كه در ميان آنها علماى دينى مانند جاثليق ، رأس الجالوت ، هربذ بزرگ و پيروان زردشت ، نسطاس رومى ، علماى طبيعى و بقيهء حكما بودند ، گرد آورد . فضل نيز آنها را فرا خواند و سپس آنان را به نزد مأمون برد .
مأمون از آنها استقبال به عمل آورد و احترامشان كرد ، سپس در حضور آنان قصد خود را بيان نمود ، گفت : من شما را براى امر خيرى دعوت كردهام و مىخواهم با پسر عمويم كه از مدينه به اينجا آمده است ، مناظره كنيد . فردا صبح به حضور من بياييد و كسى از شما غايب نباشد .
آنها پاسخ دادند : شنيديم و اطاعت مىكنيم .
هامش
( 1 ) الاحتجاج ، ج 2 ، صص 185 - 189 .