حضرت پاسخ داد : چرا .
جاثليق درخواست كرد : پس دو شاهد از غير اهل اسلام و از ميان آنهايى كه منكر مسيحيت نيستند اقامه كن تا پيامبرى محمد را تأييد كنند ، و از ملتهاى ديگر دربارهء ما هم سؤال كن .
( 1 ) امام گفت : اكنون انصاف دادى اى نصرانى . آيا شخص عادلى را كه نزد عيسى بن مريم مقام و منزلتى داشت ، قبول دارى ؟
جاثليق گفت : كيست آن شخص عادلى كه عيسى بن مريم گفته است ؟
نامش را بگو .
امام پرسيد : چه مىگويى دربارهء يوحنّا ديلمى ؟
جاثليق گفت : بهبه ، بهترين كس نسبت به مسيح را نام بردى .
نبيرهء پيامبر از او پرسيد : من تو را به خدا قسم مىدهم كه آيا انجيل نمىگويد كه يوحنا گفت : يقينا مسيح به من گفت كه دين محمد عرب بشارت باد تو را كه بعد از من خواهد بود ، بنابراين من بشارت دادم به حواريون و آنها به او ايمان آوردند .
جاثليق نمىتوانست كلمات امام را انكار كند ، اما گفت : يوحنا نام او را براى ما نبرده است تا ما او را بشناسيم .
( 2 ) امام پرسيد : اگر ما كسى را بياوريم كه انجيل را بخواند و نام محمد و اهل بيتش و امتش را بخواند ، تو باور مىكنى ؟
جاثليق پاسخ داد : پيشنهاد درستى است .
امام به نسطاس رومى كرد رو كرد از او پرسيد : آيا تو سفر سوم انجيل را حفظ دارى ؟
جواب بود : من كاملا آن را حفظ دارم .
امام عليه السلام جاثليق را مورد خطاب قرار داد ، گفت : آيا انجيل خواندهاى ؟
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢١٩