پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و اهل بيتش بود و هموست مبشّر ملت عيسى و بنى اسرائيل به پيامبر .
( 1 ) امام اضافه كرد : به خدا ما معتقديم به عيسى كه معتقد به محمّد صلّى اللّه عليه و آله بود . و ما چيزى عليه عيسى نداريم مگر ضعف و كمى روزه و نماز او .
وقتى جاثليق آخرين حرف از كلام امام را شنيد فرياد زد : به خدا علمت را فاسد كردى و امورت ضعيف شد . ما فكر مىكرديم كه تو عالمترين اهل اسلام هستى .
امام به آرامى با او روبهرو شد ، پرسيد : چرا ؟
جاثليق مغزش را از دست داد به طورى كه شروع به گفتن كرد : به خاطر اين كلامت كه گفتى عيسى كم روزه مىگرفت و نماز مىخواند ، در حالى كه عيسى هرگز در روز افطار نمىكرد و هرگز در شب نمىخوابيد . او هميشه روزها روزه بود و شبها نماز مىخواند .
امام آماده شد براى رد كردن باور مسيحيان كه مىگفتند مسيح خدايى غير از خدا بود و خدمت مىشد . از جاثليق پرسيد : براى كى روزه مىگرفت و نماز مىخواند ؟
جاثليق جواب نداد . نمىدانست چه بگويد . بنابراين امام رو به او كرد و گفت : من مىخواهم از تو بپرسم .
جاثليق گفت : بپرس . اگر پاسخش را بدانم ، جواب مىدهم .
( 2 ) امام پرسيد : آيا انكار نمىكنى كه عيسى مرده را به اذن خدا زنده مىكرد ؟
جاثليق پاسخ داد : من قبلا انكار مىكردم آن را . كسى كه مرده را زنده مىكند ، كور را بينا مىكند و پيس را شفا مىبخشد ، خداست و شايستهء پرستش .
امام گفتهء او را رد كرد ، گفت : در واقع يسع نيز درست آن چيزى را كه
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 221
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢٢١