( 1 ) امام براى تكرار اين جملهاش از او انتقاد كرد ، گفت : چقدر مىگويى كه اين يكى از صفات خداست ؟ آيا اين اراده مخلوق است ، يا هميشه بوده است ؟
جواب داد : مخلوق است .
امام گفت : اللّه اكبر ! تو به من مىگويى كه صفات او حادث است . پس اگر يكى از صفاتش ازلى باشد ، پس او چيزى را اراده نمىكند زيرا چيزى كه هميشه بوده است مفعول نيست .
سليمان با خودش شروع به تناقض گويى كرد و گفت : اشياء اراده نيستند و او چيزى را اراده نمىكند .
امام در پاسخ او گفت : اى سليمان ، تو از صحنه خارج شدى . او انجام داد و خلق كرد مادامىكه اراده كرد ، و خلق كردن او هميشگى است . اين صفت كسى است كه نمىداند چه كار مىكند ، و خدا برتر از آن است .
( 2 ) سليمان گفت : سرورم ، من به تو گفتم كه اراده مانند سمع و بصر و علم است .
مأمون گفت : واى بر تو اى سليمان ! چقدر اين حرف غلط را تكرار مىكنى ؟ اين سخن را قطع كن و به سراغ چيز ديگرى برو ، چون نمىتوانى هيچ پاسخى بهتر از اين آماده كنى .
امام رو به مأمون كرد و گفت : رها كن او را اى امير المؤمنين ! حرفش را قطع نكن ، چون آن را دليل حقانيت خود قرار مىدهد .
سپس رو به سليمان كرد و گفت : ادامه بده ، اى سليمان .
سليمان ادامه داد ، گفت : من قبلا اطلاع دادم به تو كه اراده مانند سمع و بصر و علم است .
امام پاسخ داد : باكى بر تو نيست ، راجع به معنى آن به من بگو . آيا يك معنى دارد يا معانى مختلف ؟
جواب داد : يك معنى دارد .
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 202
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢٠٢