تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
( 1 ) سليمان پاسخ داد : چرا . امام در پاسخ گفت : اگر اراده حادث شد پس گفتهء تو است كه او اراده است يا چيزى از او ، زيرا براى او ممكن نيست خودش را پديد آورد و تغييرى در حالش پيدا نشود . خدا برتر از اين است . سليمان در مخالفت با امام گفت : مقصود خداوند اين است كه اراده‌اى ايجاد مىكند . امام پرسيد : پس منظورش چيست ؟ جواب داد : منظورش اين است كه كارى انجام مىدهد . امام فرمود : واى بر تو ! چقدر اين مطلب را تكرار مىكنى ؟ من به تو گفتم كه اراده محدث است زيرا فعل و ايجاد شىء محدث است . ( 2 ) سليمان گفت : بنابراين اراده معنى نخواهد داشت . حضرت فرمود : آيا تو فكر مىكنى خداوند را با اراده‌اى كه معنى ندارد توصيف كرده‌اى ؟ اگر اراده معنى قديم يا جديد نداشته باشد پس حرف شما باطل است كه مىگوييد خداى تبارك و تعالى هميشه مريد است . سليمان شروع كرد به چنگ زدن به كلمات مبهم ، گفت : قصد من اين بود كه اراده يكى از افعال هميشگى خداست . امام در پاسخ گفت : آيا نمىدانى چيزى كه مفعول نيست و قديم و جديد با هم در يك زمان جمع نمىشوند ؟ سليمان گيج شده بود بعد از اينكه امام همهء اشتباهات مبهم او را باطل كرد و براى او روشن ساخت كه هر چيز ممكنى مخلوق است و ازلى نيست و اينكه ارادهء خدا مانند صفات ممكن الوجود نيست . امام به اثبات دلايل خود بر ضدّ سليمان ادامه داد و گفت : باكى بر تو نيست ، سؤالت را تمام كن . سليمان گفت : اراده صفتى از صفات خداست .