( 1 ) امام عليه السلام ادامه داد و براى اثبات عقيدهاش گفت : اگر او كسى را جايگزين آن كرد ، پس آن ( ميوهها ) جاودانىاند . بنابراين آنها از آن قطع نمىشوند .
سليمان براى محكم كردن حرفهاى بىاساس خود و تصورات خطايش كه امام قبلا از طريق استدلالهاى غير قابل تكذيب آنها را رد كرده بود ، گفت : بلى قطع مىكند از آنها و زياد نمىكند .
امام عليه السلام گفت : بنابراين او آنهايى را كه در آن هستند نابود كرده است و اين گفتهء سليمان خلود را باطل مىكند ، و مخالف كتاب خداست ، زيرا خداى متعال مىفرمايد :
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ
« 1 » ، و مىفرمايد :
عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ
، و مىفرمايد :
وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ
« 2 » ، و مىفرمايد :
خالِدِينَ فِيها أَبَداً *
« 3 » ، و مىفرمايد :
وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ
.
( 2 ) سليمان ساكت بود و نمىدانست چه پاسخ بدهد بعد از آنكه امام همهء راههاى بحث او را بسته بود . سپس امام از او پرسيد : اى سليمان ، به من بگو كه آيا اراده فعل است يا نه ؟
سليمان پاسخ داد : بلكه فعل است .
امام فرمود : بنابراين اراده محدث است ، زيرا همهء افعال محدثند .
تمام موجودات ممكن ، معلوم و مصنوع و حادثاند ، اما وجود واجب بارى تعالى براى او غير ممكن است صفات ممكن الوجود را داشته باشد .
سليمان كه قادر نبود چيزى بگويد شروع به تناقض گويى كرد و گفت : اراده فعل نيست .
در حالى كه قبلا پذيرفته بود كه اراده يك فعل است . در نتيجه امام از او
هامش
( 1 ) ق / 35 .
( 2 ) حجر / 48 .
( 3 ) بيّنه / 8 .