( 1 ) سليمان گفت : فدايت شوم ، پس اضافهها حدى ندارند .
امام در ادامه ، حرفهاى باطل سليمان را رد كرد و گفت : اگر به نظر تو اين طور است كه علم او احاطه به آنچه كه در آن باغ است ندارد ، اگر نداند حد آن را ( كه در باغ است ) ، اگر علمش احاطه نداشته باشد كه چه در باغ است ، او نخواهد دانست كه چه در باغ است قبل از آنكه باشد ، و خداى متعال شأنش بالاتر از آن است كه اينها بر او مخفى باشد .
سليمان شروع كرد عذرخواهى كند و نظرش را اصلاح نمايد ، گفت : واقعا من گفتم كه او نمىداند آن را ، براى اينكه آن حدى ندارد و خداى متعال توصيف كرده است آنها را به خلود ، و ما كراهت داشتيم كه براى آنها انقطاع قرار دهيم .
( 2 ) امام به ابطال كلمات بىاساس و توصيفات او ادامه داد و گفت : علم او به آن موجب قطع او از آنها نمىشود ، براى اينكه او مىداند ، پس آنها را اضافه مىكند و آن را از آنها قطع نمىكند . اين آن چيزى است كه خداى تبارك و تعالى در كتاب خودش گفته است :
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ
« 1 » ، و براى اهل بهشت گفته است :
عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ
« 2 » ، و گفته است :
وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ
« 3 » . او - تبارك و تعالى - اين را مىداند و زيادى را از آنها قطع نمىكند . آيا نمىبينى كه او آنچه را كه مردم بهشت مىخورند و مىآشامند ، دوباره تجديد مىكند ؟
جواب داد : چرا .
امام پرسيد : آيا او قطع مىكند از آنها وقتى ديگرى را جايگزين مىكند ؟
جواب داد : نه .
هامش
( 1 ) نساء / 56 .
( 2 ) هود / 108 .
( 3 ) واقعه / 32 و 33 .