تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
پنج يا شش حرف يا بيشتر يا كمتر از آن تأليف كرد . او آنها را براى يك معنى مسلّم به وجود آورده و نيست الّا براى معنايى كه ايجاد شده است زيرا قبل از آن زمان چيزى نبوده است . ( 1 ) سؤال 14 : چگونه ما آن را بشناسيم ؟ پاسخ سؤال 14 : اما راه شناخت و توضيح آن اين است كه : تو حروف را تذكر مىدهى وقتى كه هيچ چيزى را غير خود آنها نخواسته باشى . تو يكى يكى ذكر مىكنى . مىگويى ا ب ت ث ج ح خ تا به آخر آنها برسى . تو معنايى غير از خود آنها نمىيابى ، اما وقتى آنها را كنار هم بگذارى و اسم و صفت براى معنى مورد نظر خود بسازى ، نشانگر معنى و موصوف خود خواهند بود . آيا فهميدى ؟ جواب بود : بلى . امام به سخنانش دربارهء توضيح معانى حروف ادامه داد . وقتى آنها جمع شدند فرمود : بدان كه آن ( حروف ) نه يك صفت براى غير موصوف است و نه اسم براى غير معنى و نه حد براى غير محدود ، و صفات و اسماء تمام آن دلالت بر كمال و وجود مىكند . و دلالت بر احاطه نمىكند همان طورى حدود دلالت مىكند بر مربّع و مثلّث و مسدّس ، براى اينكه خداى عزّ و جل ادراك معرفتش به صفات و اسماء است و با حد و طول و عرض و كم و زياد و رنگ و وزن و آنچه شبيه اينهاست ادراك نمىكند . هيچ چيزى از اين حدود شامل خدا نيست كه مخلوقاتش ممكن است او را از طريق شناختن خودشان بشناسند به ضرورتى كه ما ذكر كرديم . به هر حال ، دليل بر خداى عزّ و جل به صفات اوست ، و به اسماء او درك مىشوند و مخلوقاتش دليلى براى او هستند ، كه جويندهء آن نيازى به رؤيت با چشم و شنيدن با گوش و لمس كردن با كف دست و احاطه به قلب ندارد . اگر صفاتش - جلّ و علا - دلالت بر او نكند نامش به سوى او دعوت نمىكند و علم مخلوقات معنى آن را درك نمىنمايد .