( 1 )
مناظره از سر گرفته شد
جلسه با حضور مأمون ، علماى بلند پايهء مذهبى و فرماندهان صفوف بالا دوباره از سر گرفته شد . سپس امام رو به عمران كرد و گفت : اى عمران ، از من بپرس .
( 2 ) سؤال 13 : مولايم ، به من خبر بده دربارهء خداى عزّ و جل كه آيا يكتايى او به حقيقت درك مىشود يا از روى وصف ؟
جواب سؤال 13 : همانا خدا مبدأ واحد اولين وجود است . او هميشه يكى بوده و چيزى با او نبوده . او فرد است بدون دومى كه با او باشد . نه معلوم است ( يعنى حقيقت او ) و نه مجهول ، نه محكم است و نه متشابه ، نه در يادهاست و نه فراموش شده و نه چيزى كه نام چيز ديگرى از اشياء غير از خودش بر او نهاده شده باشد ، نه از وقتى بوده است و نه تا وقتى خواهد بود ، نه به چيزى قائم است نه بر چيزى قيام مىكند ، نه بر چيزى تكيه كرده است و نه بر چيزى قرار دارد و نه به چيزى مربوط است . او مخفى است . همهء اينها قبل از خلقت خلق بود . اما راجع به تمام آنچه به او نسبت دادى ، همگى صفاتى است كه بعدا پديد آمده و ترجمهاى است كه مىفهمد به آن هر كه مىفهمد .
( 3 ) بدان كه معنى ابداع و مشيّت و اراده يكى است و اسم آنها سه تاست . و اولين ابداع او و مشيّت او و ارادهء او حروفى بود كه آنها را اصل براى هر چيزى قرار داد و دليل براى تمام هر درك كنندهاى و جداكننده براى همهء مشكلات ، و به وسيلهء اين حروف همه چيز از هم جدا مىشود از اسم حق و باطل يا فعل يا مفعول يا معنى يا غير معنى . همهء امور بر آنها جمع مىشود ، و قرار نداد براى حروف در ابداع آنها معنايى غير از خود آنها . آنها به پايان رسيدند و وجود ندارند زيرا ايجاد شدهاند با يك ايجاد شدن . نور در اينجا كه نور آسمانها و