اصل شيعه را متزلزل مىكرد و اعتقاد شيعيان به امامان اهل بيت پيامبر عليهم السّلام را نسخ مىنمود .
( 1 ) ثانيا اگر امام نمىتوانست پاسخ سؤالهاى علماى دين را بدهد مأمون اين امكان را مىيافت كه فورى او را از نيابت خود عزل كند . به عبارت ديگر مأمون مىتوانست به اهداف سياسيش از طريق امام برسد زيرا به مردم گفته بود كه امام را نامزد اين پست مهم كرده زيرا او داناترين فرد جامعه است و وقتى خلاف اين امر ثابت مىشد ، مأمون مىتوانست امام را از آن مقام بردارد .
ضمنا تودهء متوسط مىفهميد كه امام در پاسخ سؤالهاى علما فورا شكست خورد كه آن ممكن بود خاندان حساس عباسى عكس العمل نشان بدهند . قابل ذكر است كه خاندان عباسى از مأمون ناراحت شده بودند وقتى او امام را به وليعهدى تعيين كرد ؛ بنابراين آنها او را از خلافت عزل كردند و با ابراهيم خواننده - به طورى كه در قسمت بعد خواهيم ديد - بيعت كردند .
به هر حال رهبران علما مشكلترين سؤالهاى علمى را براى امام مطرح كردند و آن حضرت با مهارت بدانها پاسخ داد . راويان مىگويند كه از امام رضا عليه السّلام بيش از بيست هزار سؤال در زمانهاى مختلف شد به حدّى كه قصر مأمون به صورت مركز علوم درآمد و رهبران علما استعداد و توانايى امام را تحسين كردند و توانايى زياد امام در علم و فضيلت را به اطلاع مردم رساندند و بيشترشان نيز به امامت او معتقد شدند . بنابراين مأمون از مناظرهء علما با امام جلوگيرى كرد تا مبادا آنها او را تحسين كنند . راويان بعضى پرسشها را ذكر كردهاند كه ما اين پرسشها را همراه با پاسخهاى امام ذيلا مىآوريم :
( 2 )
1 . سؤالهاى عمران صابى
عمران صابى فيلسوفى بزرگ و رهبر روحانى قبيلهء صابى در زمان امام