باشد در امور شرع اسلام و همهء علوم زندگى . ( 1 ) به هر حال سنّيان عموما اين را انكار مىكنند . اين نكته نيز قابل ذكر است كه مناظرهها در زمان امام رضا عليه السّلام در ميان شخصيتهاى بزرگ اسلامى مكاتب اسلام در قصر پادشاهان و وزراى آنها اتفاق مىافتاد . براى مثال برامكه جلساتى در قصرهايشان برگزار مىنمودند و علما را در آن دعوت مىكردند كه در ميان آنها دانشمندان اهل تسنّن بودند . فقها با عالم بزرگ هشام بن حكم به مناظره مىپرداختند و با وى در موضوع امامت بحث مىكردند و او خطاهاى مبهم آنها را با بحث محكم و دليل قطعى رد مىكرد . بىشك برامكه كه چنين جلساتى را برگزار و دربارهء چنين مطلبى بحث مىكردند نه به دليل اثبات بعضى مطالب علمى بود ، بلكه آنها مىخواستند دلايل قطعى را كه شيعيان در حمايت از عقيدهء خود در امامت بيان مىكنند ، بفهمند .
( 2 ) مأمون امام رضا عليه السّلام را به عنوان وليعهد خويش تعيين كرد ، اما نه در تصميم خود صادق بود و نه اعتقاد داشت كه امام براى خلافت از او شايستهتر است . او دستور داد به همهء حكام جهان اسلام كه علماى بزرگ را كه در علوم مختلف تجربه دارند فراخوانند و به خراسان اعزام نمايند براى اينكه از امام دربارهء مشكلترين مطالب علوم مختلف سؤال كنند . وقتى آنها به نزد مأمون آمدند او مطلب را به آنها گوشزد كرد و قول داد كه بىنيازشان كند اگر بتوانند سؤالهايى از امام بكنند كه او از دادن پاسخ فرو بماند . به طور كلى او امام را به دلايل زير به عنوان وليعهد خود تعيين كرد :
اولا مأمون قصد داشت معتقدات شيعه را از بين ببرد و آثار آن را محو كند . او مىخواست علماى دين ، امام عليه السّلام را در پاسخ به سؤالاتشان عاجز كنند تا او از ناتوانى امام به عنوان وسيلهاى در باطل كردن عقايد شيعه استفاده كند كه گفته بودند امام داناترين مردم در زمان خود و عالمترين آنها در انواع علوم است . البته اگر امام از رد كردن عقايد علما عاجز مىشد ، مأمون
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 170
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص١٧٠