امام عليه السّلام و پيگيرى امر او بازماند ، از اين رو مىتوانيم اين دوره را در زندگى امام عليه السّلام دوران آرامش بناميم ، كه شرايط زمان براى آن حضرت فراهم كرده بود ، تا فرصت يابد ، به رسالتى كه در نشر مبادى صحيح اسلامى ، ميان افراد امّت ، بر عهده دارد قيام و اقدام فرمايد .
امام رضا عليه السّلام در روزگار خلافت مأمون
امّا آن دوره از زندگانى امام عليه السّلام كه همزمان با خلافت مأمون است ، مهمترين ادوار تاريخ حيات آن بزرگوار به شمار است ، و شخصيّت امام عليه السّلام در بروز حوادث و دگرگونيهاى اوضاع اين دوره و انعكاس آنها در ميان جامعه آن روز تأثير آشكار داشته است .
بنابراين پيش از هر چيز ، لازم است اسباب و عللى را كه باعث شد شخصيّت امام عليه السّلام به نحو بارزى ، در گذرگاه حوادث و وقايع اين زمان ، قرار گيرد ، به طور اجمال عرضه بداريم ، سپس از نظر اينكه مأمون مركز قدرت ، و محور سياستهاى جارى اين عصر بوده است ، چگونگى شخصيّت و ويژگيهاى او را نيز بررسى كنيم ، و براى تكميل اين بحث ، ممكن است ناگزير شويم ، شخصيّت افرادى را كه در اين دوره ، نقش مهمّى را ايفا كرده ، و در به راهاندازى چرخ سياستهاى اين عصر تأثير داشتهاند نيز مورد تحقيق قرار دهيم .
شخصيّت مأمون
ترديدى نيست كه مأمون از نيرومندترين ، باهوشترين ، دانشمندترين و ميانهروترين خلفاى دورهء عبّاسى است ، او در زمان خلافت خويش ، علم و دانش را ترويج كرد ، و پايگاه دانشمندان را بالا برد ، و آنها را به خود نزديك ساخت ، و مجالس بحث و مناظره آزاد ، با آنان تشكيل داد ، و اين به سبب شيفتگى و علاقه او ، به توسعه علوم و معارف بود ، به تشيّع اظهار تمايل مىكرد ، و على عليه السّلام را احقّ و افضل از ديگران مىدانست ، ارباب حديث مناظرهها و مباحثههاى طولانى او را ، با گروهى از دانشمندان حديث و علماى اهل سنّت و كلام نقل كردهاند ، كه دلالت دارد بر روشنى و وسعت انديشه ، و