تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
برآورده است . امام فرمود : خواسته شما چيست ؟ آيا مىخواهيد نزد هارون بروم ، و به او بگويم من امام هستم ، و تو هيچ‌كاره‌اى . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله در آغاز رسالت خود چنين نكرده است ، و آنچه را به ابو لهب فرموده تنها به خانواده و دوستان و افراد مورد وثوق خود فرموده است ، و شما امامت پدران مرا اعتقاد داريد ، و مىگوييد : تقيّه مانع است از اين كه علىّ بن موسى بگويد ، پدرم زنده است ، چطور من تقيّه نمىكنم از اين كه بگويم امام هستم ، ولى تقيّه مىكنم كه اگر پدرم زنده بود ، بگويم زنده است « 1 » . صدق خبر امام رضا عليه السّلام به ثبوت رسيد ، و بالاخره هارون مرد ، بدون اين كه بتواند ، هيچ گزندى به آن حضرت برساند .

يك رويداد غم‌انگيز ديگر

يكى از حوادث ناگوارى كه امام رضا عليه السّلام در زمان خلافت هارون ، با آن روبرو شد ، و يادآور مصيبتهاى سختى است كه در دوران خلافت منصور پياپى بر علويان وارد شده بود ، اين است كه محمّد بن جعفر در مدينه بر ضدّ حكومت عبّاسيان قيام كرد . هارون سپاهى به سردارى جلّودى ، براى سركوب او ، به مدينه روانه كرد ، و به او دستور داد كه اگر بر محمّد بن جعفر دست يابد گردن او را بزند ، و هارون به اين حدّ هم اكتفا نكرد ، و به جلّودى دستور داد ، به خانه‌هاى علويان يورش برد ، و داراييها و لباس و زيور زنان را غارت كند ، و حتّى يك جامه بر تن زنان باقى نگذارد . جلّودى بر آن شد ، كه امر هارون را خود اجرا كند ، از اين رو با سواران خويش ، به خانه امام عليه السّلام هجوم آورد ، هنگامى كه نظر امام عليه السّلام بر او افتاد ، دستور فرمود همگى زنان ، در يك خانه گرد آمدند و خود بر در خانه ايستاد ، جلّودى به امام عليه السّلام عرض كرد ، من مجبورم درون خانه شوم و همان گونه كه امير المؤمنين دستور داده است لباس از تن زنان بيرون كشم امام عليه السّلام فرمود ، اين كار را من مىكنم ، و سوگند مىخورم كه همان گونه كه
هامش
( 1 ) - اعيان الشيعه ج 4 ق 2 ص 138 .