مىگويى انجام دهم ، و پيوسته امام عليه السّلام قول و سوگند خود را تكرار فرمود تا جلّودى آرام شد و موافقت كرد .
امام عليه السّلام درون منزل شد ، و اموال موجود در خانه ، و آنچه دارايى زنان بود از لباس و گوشواره و خلخال و جز آنها كم يا زياد همه را جمعآورى فرمود و به او تحويل داد ، اين رويداد اگر درست باشد ، از رفتار هارون با علويان ، دور و شگفتآور نيست ، زيرا هارون سينهاش پر از كينه و دلش مملوّ از دشمنى با علويان بود ، و از جمله آنچه ما را وادار مىكند بر وقوع اين صحنههاى غمانگيز ، و صدور اين مظالم و ستمگريها از هارون ، صحّه بگذاريم ، گفتار ابن اثير است كه نقل مىكند هنگامى كه هارون در حال احتضار ، و مرگ گريبان او را گرفته بود ، پيوسته مىگفت ، واى از رسوايى من نزد پيامبر خدا ، واى از كردار زشت من نزد رسول خدا « 1 » .
اين بيان اشارهء روشنى است بر ستمها و بلاها و مصيبتهاى بزرگى كه اين ستمگر بر اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وارد ساخت و نمايانگر پشيمانى تلخى است ، كه در اين ساعت آخر عمر ، اعماق وجود او را به درد آورده است .
امام رضا عليه السّلام در روزگار خلافت امين
تاريخ نشان نمىدهد ، كه در دوران خلافت امين ، حكومت با امام عليه السّلام برخوردى داشته باشد ، شايد بدين علّت بوه است ، كه در اين زمان جوّ تريدد و تزلزل بر حكومت ، سايه افكنده ، و اختلافات داخلى ، خانواده عبّاسى را به تفرقه خطرناكى كشانده بود ، به طورى كه امين برادر خود مأمون را ، از ولايتعهدى خلع ، و فرزندش موسى را بدين سمت برگزيد ، و اين به صوابديد فضل بن ربيع بود ، كه مأمون پيش از اين با او اظهار مخالفت كرده بود ، و از او كينه در دل داشت ، و از آينده خود در صورت انتقال خلافت به مأمون بيمناك بود « 2 » .
اين تزلزل و اضطراب باعث شد ، كه امين و دستگاه حكومت او ، از توجّه به سوى
هامش
( 1 ) - ابن اثير ج 5 ص 130 .
( 2 ) - ابن اثير ج 5 ص 138 .