تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
خودش خبر داده كاش شما هم خبر مىدادى . بطائنى گفت ، امام عليه السّلام دست مرا گرفت ، و تكان داد سپس فرمود
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ . . .
« 1 » گويى امام عليه السّلام آينده را از نظر مىگذراند ، و به پايان كار اين مرد و ياران او كه افتادن در عمق پرتگاه ضلالت و گمراهى است مىنگرد ، سپس دست او را مىفشارد ، و آيه‌اى از قرآن شريف را مىخواند ، كه اشاره دارد به اين كه انحراف اينها پس از اتمام حجّت بر آنان خواهد بود . همچنين امام عليه السّلام به جنبش واقفيها ، پس از درگذشت خودش ، آشكارا اشاره مىفرمايد ، و معتقدان به آن را سرزنش ، و دين آنها را باطل و ضلالت ، اعلام مىفرمايد ، چنان كه محمّد بن سنان در روايت خود از آن حضرت گفته است : « بر ابى الحسن ( موسى بن جعفر عليه السّلام ) وارد شدم ، و اين يك سال پيش از آن بود ، كه به عراق فرستاده شود ، و فرزندش علىّ عليه السّلام در حضورش بود . امام عليه السّلام فرمود : اى محمّد عرض كردم : بلى فرمود : در امسال جريانى روى خواهد داد از آن بيتابى مكن ، سپس سر به زير انداخت ، و دست خود را بر زمين زد ، پس از آن سرش را به طرف من بلند كرد و فرمود :
يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
« 2 » عرض كردم : فدايت شوم ، جريان چيست ؟ فرمود : « هر كس در حقّ اين فرزندم ستم ، و امامتش را پس از من ، انكار كند ، همچون كسى است كه در حقّ علىّ بن ابى طالب عليه السّلام ستم ، و امامت او را پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله انكار كرده است . از اين سخن دريافتم ، كه امام خبر مرگ خود را به من مىدهد ، و به فرزندش دلالت مىفرمايد « 3 » »
هامش
( 1 ) - تفسير عياشى ج 2 ص 115 - توبه / 115 . يعنى : خداوند پس از آن‌كه قومى را هدايت كرد ، ديگر گمراه نمىكند ، تا آنچه را بايد از آن بپرهيزند ، براى آنها بيان كند . ( 2 ) - ابراهيم / 27 يعنى : و خداوند ستمكاران را گمراه مىسازد ( و لطف خود را از آنها برمىگيرد ) ، و خداوند هر كار را بخواهد و صلاح بداند انجام مىدهد . ( 3 ) - عيون اخبار الرّضا ج 1 ص 32 .