تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
نادر خادم گفته است : هر گاه يكى از ما ، مشغول خوراك بود ، تا از خوردن دست نمىكشيد كارى به او رجوع نمىشد « 1 » . اينها نمونه‌هاى عملى چندى است ، از مرتبه اخلاق و درجه انسانيّت آن حضرت و ميراثى است پاكيزه ، با شميم خير و رحمت ، كه از جدّ بزرگوارش ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله به او رسيده است ، پيامبر عاليقدرى كه ، اخلاق را زيور و هدف رسالت خود قرار داده و فرموده است : بعثت لاتمّم مكارم الأخلاق « 2 » ، آرى اين همان ميراث اصيل انسانى است ، كه ملّتها بايد از آن نيرو گيرند ، و پايه‌هاى مجد و عظمت خود را ، بر آن قرار دهند ، و دوام و بقاى خود را به وسيله آن تضمين كنند .

رفتار خارجى امام عليه السّلام

شكّى نيست كه ائمّه عليه السّلام عموما ، نسبت به حطام دنيوى ، از همه زاهدتر بودند ، و از زخارف و زر و زيور آن ، بيشتر از همه كناره مىگرفتند ، ليكن از نظر آنان ، زهد به پوشيدن لباس ژنده ، و خوردن خوراك خشن و ساده محدود نمىشود ، و مفهومى گسترده‌تر دارد ، و در حقيقت زاهد كسى است كه روانمىدارد ، ميل به لذّات و خوشيهاى دنيوى ، بر جان او حكومت كند ، و براى جلوگيرى از آن ، توان و قدرت نداشته باشد ، و نيز زاهد آن كس است كه دنيا از نظر او هدف و مقصود نيست تا اين كه كوشش خود را بدان منحصر كند ، بلكه اگر دنيا به او روآورد ، از آن بهره مىگيرد ، و اگر به او پشت كند ، آنچه را نزد خداست بهتر و پايدارتر مىداند . آبى در نثر الدّرر گفته است : گروهى از صوفيان ، در خراسان بر امام رضا عليه السّلام وارد شدند ، و به آن حضرت عرض كردند ، كه امير المؤمنين درباره امرى كه خداوند بر عهده او گذاشته انديشه كرد ، دريافت كه شما اهل بيت ، از همهء مردم به امامت و پيشوايى امّت سزاوارتريد ، سپس به اهل بيت ، نظر انداخت ، دانست كه تو از همه آنان شايسته‌ترى از اين رو بر آن شد ، امر خلافت را به
هامش
( 1 ) - كافى ج 6 ص 298 . ( 2 ) - يعنى به پيامبرى برانگيخته شدم ، تا فضيلتهاى اخلاقى را تمام گردانم .