تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
پايه و مقام رسانيد « 1 » . ديگرى به آن حضرت عرض كرد : به خدا قسم تو بهترين مردم هستى . امام عليه السّلام به او فرمود : اى فلان سوگند مخور ، بهتر از من كسى است ، كه براى خدا فرمانبردارتر ، و از نافرمانى او پرهيزگارتر باشد ، به خدا سوگند اين آيه نسخ نشده است كه :
. . . وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ . . .
« 2 » ابا صلت گفته است ، از آن حضرت پرسيدم : اى پسر پيامبر خدا ، اين چيست كه مردم از شما نقل مىكنند ؟ امام فرمود : مگرچه مىگويند ؟ گفتم : مىگويند شما ادّعا مىكنيد ، كه مردم بردگان شمايند ! امام عليه السّلام سر به آسمان برداشت و گفت : خداوندا ! تو آفريننده آسمانها و زمين ، و داناى آشكار و نهانى ، تو گواهى كه من هرگز اين را نگفته‌ام ، و نشنيده‌ام كسى از پدرانم هرگز چنين چيزى گفته باشد ، و تو دانايى به ستمهايى كه اين امّت ، بر ما رواداشته‌اند كه اين هم يكى از آنهاست . پس از آن رو به من كرد و فرمود : اى عبد السّلام ، اگر مردمان آن چنان كه مىگويند ، همه بردگان ما هستند ما آنها را از چه كسى خريده‌ايم ؟ گفتم : اى فرزند پيمبر خدا ، راست فرمودى . سپس فرمود : اى عبد السّلام ، آيا دوستى ما را كه خداوند عزّ و جل واجب فرموده ، تو هم مانند ديگران انكار مىكنى ؟ گفتم : پناه مىبرم به خدا ، بلكه من ولايت شما را اقرار دارم « 3 » . امام عليه السّلام اين تهمت و نسبت مغرضانه را ، كه دشمنان مىخواستند ، بدين وسيله مهر آنان را از دلها ، بزدايند نفى فرمود و آن را از جمله ستمهايى شمرد ، كه امّت در حقّ آنان رواداشته است ، زيرا ائمّه عليهم السّلام همه مردم را از لحاظ حقوق اجتماعى ، يكسان و برابر مىدانند ، جز حقّ ولايت ، كه خداوند آنان را ، بدان مخصوص داشته است ، و ديگران
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرّضا ج 2 ص 226 . ( 2 ) - حجرات / 13 يعنى : ما شما را ملّتها و قبيله‌ها قرار داديم ، تا يكديگر را بشناسيد ، بى شكّ گراميترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست . ( 3 ) - عيون اخبار الرّضا ج 2 ص 174 .
الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 54 | محمدجواد فضل الله / سيد محمد صادق عارف