خوبى او به ديگران برسد ، و از بدى او ايمنى باشد ، نيكى اندك ديگران را بسيار شمارد ، و نيكى خود را به ديگران اندك داند ، درخواستهاى ديگران او را به ستوه نياورد ، و از به دست آوردن دانش در تمام دوران عمر خويش دلگير نشود ، نادارى را در راه خشنودى خداوند از توانگرى بيشتر دوست بدارد ، و خوارى را در راه او از عزّت در نزد دشمنانش محبوبتر بداند ، و به گمنامى بيش از آوازه و شهرت راغب باشد .
سپس فرمود : اين دهمى و چه مهمّ است آن .
عرض شد : آن چيست ؟
فرمود : اين كه به هيچ كس ننگرد مگر اين كه او را بهتر و پرهيزگارتر از خويش بداند ، زيرا اين مردم دو گونهاند ، گونهاى از او بهتر و پرهيزگارترند و دستهاى از او بدتر و فرومايهتر ، پس هنگامى كه كسى را ديدار مىكند كه از او بدتر و پستتر است بايد چنين پندارد كه شايد خوبى اين مرد در باطن است ، و اين پوشيدگى براى او بهتر باشد ، و خوبى من در ظاهر و آشكار است كه اين براى من بد است و چون با كسى كه از او بهتر و پرهيزگارتر است روبرو مىشود و براى اين كه خود را به مرتبه او برساند نسبت به او تواضع مىكند ، اين فروتنى به او بزرگى مىدهد و بر خوبى او مىافزايد ، و در ميان مردم نيكنامى و سرورى به او مىبخشد .
و فرمود : خاموشى درى از درهاى حكمت است ، خاموشى محبّت ديگران را به سوى خود مىكشاند ، و به هر خوبى رهبرى مىكند .
و فرمود : دوست هر كس خرد او ، و دشمنش نادانى اوست .
و فرمود : پاكيزگى خوى پيامبران است .
و فرمود : دارنده نعمت بايد رفاه زندگى را براى عائله خود گسترش دهد .
و فرمود : اگر سخن از كسى مىگويى كه حضور دارد ، او را با كنيه « 1 » بخوان و اگر غائب است نام او را ياد كن .
و فرمود : بر مردم روزگارى فرامىرسد كه سلامت كامل اگر ده جزء باشد نه جزء آن در گوشهگيرى ، و يك جزء ديگر در خاموشى است . . .
هامش
( 1 ) - كنيه نامى است كه در آغاز آن « اب » يا « امّ » يا « ابن » يا « بنت » باشد و در عرب براى تعظيم مخاطب به كار مىرود ( مترجم ) .