خود را بر اساس آنها بسازيم ، و به كمك آنها از وادى شهوات و تمايلات پست نفسانى اوج گرفته ، خود را در سطح انسان كامل قرار دهيم ، و با پروردگار خويش رابطه نيكو برقرار سازيم ، و با برادر انسان خود پيوند صادقانه داشته باشيم و بالاخره خويشتن را از بندگى خويش آزاد گردانيم .
نخستين پند و موعظهاى را كه در سخنان امام عليه السّلام با آن روبرو مىشويم اين است كه :
عبادت و بندگى خدا زيادى روزه و نماز نيست ، بلكه عبادت كثرت تفكّر در امر خداست .
مقصود امام عليه السّلام در اين تعريفى كه از عبادت فرموده با همه معناى گسترده و مفهوم ژرفى كه اين واژه دارد ، اصلاح نظريّه مردم درباره عبادات ، امثال نماز و روزه و جز اينها و نيز تذكّر اين است كه اعمال مذكور به همين حركات واجب و اذكار مقرّر در نماز ، و يا خوددارى از خوردن و آشاميدن و امثال آن در روزه ، منحصر نيست ، بلكه اينها صورت خارجى عمل است و عبادت ، آن محتوايى است كه در درون اين قلب قرار دارد ، امام عليه السّلام با اين سخن حقيقتى را كه واجب است در عبادات شبانهروزى خود آن را در نظر گيريم به ما گوشزد مىفرمايد ، و از اين كه به صورت يكنواخت در قالبى خالى از معانى بلند روحى كه در اين عبادات از ما خواسته شده آنها را انجام دهيم بر حذر مىدارد ، بنابر اين عبادت چيست ؟
امام عليه السّلام مىفرمايد : عبادت بسيار انديشيدن درباره خداوند است . امّا بسيارى نماز و روزهاى كه از حدود حركات مقرّر و صورت معيّن آن تجاوز نمىكند و خالى از محتواى ايمانى استوار است ، و انسان در شبانهروز به انجام دادن آن عادت كرده است عبادت نيست . از اين رو چه بسيار است نمازگزار و روزهگير كه گناهان بزرگ مرتكب مىشود ، و خود را در زندگى به انواع گناهان مهلك دچار مىسازد ، و تسليم هواها و هوسهاى خود مىشود ، بى آنكه بتواند زمام نفس خويش را در دست داشته باشد و بخواهد قواى ايمانى خود را به كار گيرد تا او را از اين گناهان بازدارد و در برابر خواهشهاى نفس به او پايدارى بخشد ، و از درافتادن او در پرتگاه گمراهى و نابودى جلوگيرى كند . بديهى است اينگونه نماز و روزه جز حركات و اعمالى قالبى كه فاقد هرگونه محتواى حكيمانه و اصالتهاى روحى است ، چيز ديگرى به شمار نيست .
الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 271
مساهمون: محمدجواد فضل الله
ص٢٧١