تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
برخى از كسانى كه در زمره صحابه شمرده شده‌اند صحابى نيستند و اين بيان بر تلاشهاى فريبكارانه‌اى كه در جهت توجيه لغزشها و انحرافات اين گروه از اصحاب شده خطّ بطلان مىكشد . محمّد بن اسحاق طالقانى روايت كرده است كه مردى در خراسان سوگند خورد كه معاويه از اصحاب پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله نيست و اگر غير از اين باشد زن خود را طلاق داده است ، اين قضيه در زمانى بود كه امام رضا عليه السّلام در خراسان اقامت داشت ، همه فقيهان فتوا دادند كه با اين سوگند دروغ زن او طلاق پيدا كرده است ، در اين باره از امام عليه السّلام پرسش شد ، آن حضرت فتوا دادند كه زن اين مرد مطلّقه نشده است ، فقيهان نامه‌اى به خدمت امام عليه السّلام فرستادند و نوشتند : اى فرزند پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله از كجا دانستى كه زن آن مرد مطلّقه نشده است ، امام عليه السّلام در كنار نامه آنها مرقوم داشت كه من اين را از روايتى كه خودتان از ابى سعيد خدرى نقل مىكنيد دانسته‌ام كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله در روز فتح مكّه به مسلمه در حالى كه گروهى بر او گرد آمده بودند فرمود : « أنتم خير و أصحابى خير ، و لا هجرة بعد الفتح « 1 » » و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله آنها را اصحاب خود قرار نداد . فقيهان از فتواى خود برگشتند و به قول امام عليه السّلام رجوع كردند . امام عليه السّلام بدين گونه صفت صحابى بودن را از معاويه سلب مىفرمايد ، همان عنوانى كه سبب شده بود شخصيّت او را در هاله‌اى از قداست قرار دهند ، و اعمال خلاف و انحرافات بزرگ او را كه آثار و نتايج شوم آنها در ساختمان نظام حكومتى اسلام پس از او به جاى ماند ، ناديده انگارند و در برابر آن همه تبهكارى اين عذر را بياورند كه او صحابى بوده است ، و عمل صحابى را جز به صورتى كه با عدالت او سازگار باشد نمىتوان توجيه كرد ، و اگر امكانى براى اين توجيه و حمل اعمال او بر صحّت به دست نياورند ، بگويند : مجتهد بوده ، و خطا كرده است ، هر چند اين بخشش به او از كيسه دين باشد ، ما اگر اين را بپذيريم كه انحرافات صحابه و اعمال آنها با هرگونه انگيزه‌ها و آثار ، بايد به صحيحترين وجه ممكن توجيه شود ، درباره معاويه و اعمال زشت و انگيزه‌هاى مشكوك او كه به كلّى از محدوده دين خارج و در جهت دشمنى با اسلام است پذيرفتنى نيست و دليلى وجود ندارد ، كه كسى در صدد دفاع از او برآيد و تبهكاريهاى او را
هامش
( 1 ) - شما خوبيد و اصحاب من هم خوبند و پس از فتح مكّه هجرتى نيست .