آنها تواتر معنوى دارد .
امام عليه السّلام با پاسخ صريح و مستدلّ خود ، ما را بىنياز كرده است از اين كه براى عمل گروهى از اصحاب ، كه انحرافات بزرگى را تأييد كرده و بر آنها صحّه نهادهاند به عذرهاى پوچ و تكلّفات ناروا دست زنيم ، تا بتوانيم خطاها و اشتباهاتى را كه از روى عمد و تصميم مرتكب شدهاند تصحيح كنيم ، همان خطاهايى كه حافظان و محدّثان اهل سنّت براى تجويز و توجيه آنها هيچ مجوّزى پيدا نكردهاند جز اين كه بگويند اين اصحاب در اجتهاد خطا كردهاند و اين هم با عدالت مفروض درباره آنها منافات ندارد . زيرا براى اينها ممكن نبود كه مطلقا بنا را بر عدالت صحابى بگذارند با صرف نظر از هرگونه اعمال خوب و بدى كه انجام داده است .
واقعا آن صحابى كه شرف مصاحبت پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و إله را دريافته ، و امانتدار دين گشته ، و بناى اين آيين را با ايمان و كردار خود نگهبان شده ، و شايستگى آن را پيدا كرده است كه در رفتار نمونه و پيشرو باشد ، چنان كه امام عليه السّلام مىفرمايد آن كس است كه چيزى از دين را تبديل و دگرگون نكرده باشد ، امّا براى آنهايى كه در دين دگرگونى پديد آوردند به صرف اين كه به شرف مصاحبت پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و إله نائل شدهاند نمىتوان امتيازى كه موجب برترى آنان بر ديگر مسلمانان باشد در نظر گرفت ، زيرا آنها به مسؤوليّت خود عمل نكردند ، و امانتى را كه لازم بود افرادى مانند آنها پس از رحلت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و انقطاع وحى ، با وفادارى و اخلاص نگهدارى كنند رها كردند .
حديثى را كه امام عليه السّلام از ابن مسعود نقل فرموده است ، و شمارى از حافظان و محدّثان آن را در كتابهاى خود آوردهاند در واقع به منزله تفسيرى است بر حديثى كه در پيش ذكر شد ، و توضيحى است از حقيقت آنچه در آن اراده شده است .
همچنين امام عليه السّلام درباره اين كه بايد اعمال صحابه مورد نقد و بررسى قرار گيرد تفاوتى ميان آنها و ديگر مسلمانان نمىگذارد و مصونيّت موهوم ذاتى و عدالت فرضى آنها را از ميان مىبرد ، و اين طبق احاديث صريحى است كه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله رسيده و همه حافظان و محدّثان اطلاق آن احاديث را پذيرفته و به خود اجازه ندادهاند كه در آنها قيد و تفصيل قائل شوند .
امام عليه السّلام در حديث ديگرى به موجب صريح روايت نبوى صلّى اللّه عليه و إله اثبات مىفرمايد كه
الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: محمدجواد فضل الله
ص٢٥٥