تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩

پاسخ مسائل ابن سنان

برخى پاسخهاى امام عليه السّلام را به پرسشهاى ابن سنان از مؤلّفات آن حضرت به شمار آورده‌اند ، ولى اين درست نيست و نمىتوان اين پاسخها را به منزله تأليفى از امام عليه السّلام دانست زيرا در اين صورت لازم مىآيد كه پاسخهاى آن حضرت به مسائل افراد بسيار ديگر ، در زمينه انواع علوم و معارف نيز هر كدام تأليفى از آن حضرت به شمار آورده شود .

علل ابن شاذان

همچنين كتاب علل را كه ابن شاذان ذكر كرده ، و برخى آن را از تأليفات امام عليه السّلام دانسته‌اند ، نمىتوان آن را نوشته امام عليه السّلام دانست ، به سبب اين كه كتاب مذكور را ابن شاذان خود تنظيم كرده و مطالب آن را از سخنان و پاسخهاى حضرت رضا عليه السّلام به پرسشهاى او درباره علل شرايع ، فراهم آورده است ، از اين رو ديده مىشود ابن شاذان در اين كتاب علل را به صورت اشكال و پاسخها را به صورت حلّ عرضه مىكند ، و معلوم نيست نصوصى را كه ذكر كرده عين حروف و الفاظ امام عليه السّلام است يا نه ؟ و چه بسا با حفظ غرض و مقصودى كه امام عليه السّلام در بيان خود داشته‌اند ، در الفاظ تصرّف كرده و آنها را به سبك خاصّ خود درآورده و عرضه داشته باشد . چنان كه ما همين را اطمينان داريم .

خلاصه اين بحث

از بررسى صادقانه و صريحى كه ما درباره صحّت انتساب برخى مؤلّفات به امام عليه السّلام انجام داديم ، آشكار مىشود كه تنها كتابى كه با جرأت مىتوان به آن حضرت منسوب داشت ، رساله ذهبيّه در طبّ است كه آن را به خواهش مأمون خليفه عبّاسى مرقوم فرموده است . اشكالى ندارد اگر بگوييم مؤلّفات ديگر را به اين سبب به آن حضرت نسبت داده‌اند كه اين تأليفات حامل نظريات و افكارى است كه امام عليه السّلام در پاسخ پرسش‌كنندگان و كسانى كه خواسته‌اند از سرچشمه زلال دانش آن حضرت كسب فيض كنند بيان فرموده‌اند آشكار است كه ارزيابيها و ايراديهاى ما تنها در جهت صورت و تركيب اين كتابهاست نه محتوا و مدلول آنها .
الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 199 | محمدجواد فضل الله / سيد محمد صادق عارف