رضا عليه السّلام تأكيد مىكند ، و تأليف آن را توسّط آن بزرگوار منتفى مىسازد ، بويژه اين كه در زمان امام عليه السّلام و زمانهاى بعد ، چيزى كه مانع شهرت اين كتاب شود وجود نداشته است ، و جنبههاى مختلف زندگى حضرت رضا عليه السّلام هم با تمام ويژگيهاى آن نزد همگان روشن و معلوم بوده است ، چنان كه بنابه نقل مورّخان در آن هنگام كه امام عليه السّلام براى دانشمندان نيشابور ، روايتى را بيان فرموده است ، بيست و چند هزار نفر از نويسندگان و محدّثان ، بجز ديگر كسان ، آن را به نام آن حضرت ثبت و ضبط كردهاند .
داستان پيدايش اين كتاب
داستان پيدايش اين كتاب اين است كه گروهى از مردم قم ، نسخهاى از اين كتاب را به مكّه مكرّمه بردهاند ، و قاضى امير سيّد حسين اصفهانى آن را ديده ، و چون معتقد شده كه تأليف امام رضا عليه السّلام است ، نسخهاى از آن رونويسى كرده و با خود به اصفهان آورده ، و آن را به مجلسى اوّل نشان داده است ، مجلسى به صحّت انتساب آن يقين كرده ، و مجلسى دوّم نيز به همين اعتقاد ، احاديث آن را وارد مجلّدات بحار ساخته و آن را يكى از مأخذ و مصادر كتاب بحار الانوار خود قرار داده ، و از اين تاريخ به بعد كتاب « الفقه الرّضوى » اشتهار يافته است .
مجلسى در مقدمه بحار مىگويد : سيّد فاضل محدّث قاضى امير حسين طاب ثراه ، مرا از وجود كتاب « فقه الرّضا » آگاه كرد ، و پس از آنكه او به اصفهان وارد شد گفت :
در يكى از سالهايى كه مجاورت خانه خدا را داشتم ، اتّفاقا گروهى از مردم قم كه براى اداى فريضه حجّ به مكّه مكرّمه آمده بودند ، نزد من آمدند ، و كتابى قديمى كه تاريخ تدوين آن با زمان امام رضا عليه السّلام مطابقت داشت همراه آنان بود ، سپس مجلسى مىگويد : از پدرم ( مجلسى اوّل ) شنيدم كه گفت از سيّد مذكور شنيدهام كه مىگفت : خطّ امام رضا عليه السّلام و اجازات گروه بسيارى از فضلا در اين كتاب وجود داشت ، همچنين سيّد مذكور گفت : من با مشاهده اين قرائن يقين كردم ، كه اين كتاب تأليف امام رضا عليه السّلام است ، از اين رو آن را گرفتم ، و با اعتقاد به صحّت آن به رونويسى از آن پرداختم ، پدرم نيز آن را صحيح تلقّى و اخذ كرد ، و از آن نسخه برداشت ، بيشتر عبارات آن با آنچه صدوق يعنى ابو جعفر بن بابويه در كتاب من لا يحضره الفقيه ، بدون ذكر سند آورده و با آنچه پدرم در