اين ناآرامى مأمون بيانگر اين است كه اتّهام او به كشتن امام عليه السّلام در همان هنگام ، مورد بحث و گفتگو و شايد مورد پذيرش بوده است ، زيرا مأمون اتّهام خود را در اين باره تأكيد مىكند ، و مىكوشد اعتراف و مدركى براى براءت خود از امام عليه السّلام اخذ كند ، چنان كه ابو الفرج بيان كرده است .
دفاع سادهلوحانه از مأمون
موجب شگفتى است كه برخى بعيد دانستهاند مأمون مرتكب قتل ناگهانى امام عليه السّلام شده باشد و اظهار اندوه و گريه و همچنين امتناع او را از تناول خوردنيها و آشاميدنيها در اين فاجعه ، دليل قول خود دانستهاند ، شايد اينها از مأمون انتظار داشتهاند كه در اين واقعه اظهار سرور و شادمانى كند تا اتّهام و مداخله او در اين فاجعه مورد اطمينان ديگران قرار گيرد . ليكن حقيقت اين است كه اينها به سبب سادهانديشى و كوتهبينى از فهم حقايق تاريخى معذورند .
چگونگى شهادت امام عليه السّلام
روايات وارده درباره كيفيّت شهادت امام عليه السّلام اتّفاق دارد ، بنابر گفته ابو الفرج و مفيد مأمون آن حضرت را به وسيله آب انار و انگور زهرآلود مسموم كرده است ، مفيد در ارشاد از عبد اللّه بن بشر نقل كرده كه گفته است :
« مأمون به من دستور داد ناخنهايم را از حدّ معمول درازتر نگه دارم ، و اين را به كسى اظهار نكنم ، من چنان كردم ، سپس مرا احضار كرد ، و چيزى شبيه تمر هندى به من داد و گفت اين را با هر دو دست خود نرم كن ، من همين كار را كردم ، پس از آن از جا برخاست و رفت و بر امام عليه السّلام وارد شد ، و به او عرض كرد : حالت چگونه است ؟
امام عليه السّلام فرمود : اميدوارم خوب باشم .
مأمون عرض كرد : من هم به حمد خدا امروز خوبم ، آيا امروز كسى از پرستاران نزد شما آمده است ؟
امام عليه السّلام فرمود : نه .