تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩

روش امام عليه السّلام در تبليغ

امام عليه السّلام روش ويژه‌اى در تبليغ دارد ، و با اين كه مأمون و وزيرش فضل بن سهل با گماردن جاسوس ، رفتار و گفتار آن حضرت را ، بطور دقيق زير نظر قرار داده ، و آزادى عمل را از امام عليه السّلام سلب كرده بودند ، با اين همه در برخى از موقعيّتهاى حسّاس ، مردم را بر تباهى حكومت و فساد دستگاههاى وابسته به آن آگاه مىفرمود ، و از جمله اين موارد پذيرش ولايتعهدى مأمون به صورت مشروط بود ، زيرا چنان كه گذشت با مأمون شرط فرمود ، كه امر و نهى نكند ، و كسى را به كارى نگمارد ، و از كار بر كنار نفرمايد ، و در امور حكومت به هيچ روى مداخله نكند ، و اين عمل امام عليه السّلام بيانگر عدم صلاحيّت حكومت براى همكارى و موجب پيدايش پرسشهايى در اين باره بوده است . آرى اين بود داستان ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام و من كوشش كرده‌ام ، در شرح اين قضيّه و بيان جنبه‌هاى مختلف و نكات مبهم آن ، به تاريخ وفادار باشم ، و در خلال اين همگامى هيچ هدفى را دنبال نكرده‌ام جز تبرئه ساحت مقدّس امام عليه السّلام از برخى شوايب تهمت كه احيانا بعضى متعرّض آنها شده ، و در فهم مطالب تاريخ ، به متون اخبار اكتفا كرده‌اند ، بدون اين كه عناصرى را كه در بررسى و درك وقايع تاريخى ضرورى است ، در نظر گيرند اين عناصر عبارت است از ارزيابى شرايط عمومى جامعه ، در نظر گرفتن اوضاع سياسى حكومت ، و ملاحظه عوامل مؤثّر اجتماعى كه غالبا ميان آنها و اوضاع ، و همچنين اقداماتى كه حكومت ناگزير از انجام دادن آنها مىشود ، رابطه وجود دارد ، و چه خوب است سرگذشتهاى مفصّل تاريخى پس از تحليل وقايع و ارزيابى شرايط زمان ، مورد مطالعه قرار گيرد زيرا در اين صورت است كه غبار شبهه و ابهام از چهره بسيارى از وقايع و حوادث زدوده مىشود ، و در نتيجه نظريّات ما درباره رويدادهاى تاريخى بيشتر به واقع و حقيقت ، نزديك خواهد شد .